تبليغاتX
دلگویه ها

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 14:35 توسط کریم عابدینی |

همانطور که پیش بینی میشد روز قدس امسال حواشیی را با خود به همراه داشت اما این حواشی در مقایسه با متن بیکران مردم بسیار ناچیز و غیر قابل اعتنا بود.

بنده خود از ساعت ۱۰ صبح از تقاطع خیابان آزادی - اسکندری به منظور مشاهده حداکثری حوادث و حواشی با جمعیت همراه شدم . در تقاطع جمالزاده و از همان اوایل کار تعدادی که شاید ۱۰۰ یا فوقش ۱۵۰ نفر میشدند با نشان سبز رنگ و به صورت دسته جمعی وارد شده و با سوت و کف شعارهای انحرافی توجه حاضرین را جلب میکردند .جمعیت راهپیمایان با کمی تاخیر از ساعت اعلام شده در خیابانها حاضر شدند و تقریبا" ۲۰ دقیقه ای این جمع به رفتارهای تحریک آمیز خود ادامه میدادند که با حضور مردم و شعارهای متقابل و افزوده شدن لحظه به لحظه مردم در کنار این ماجرا راهپیمایان - افراد این گروه برخیها نشان سبز خود را باز کرده و داخل مردم رفتند و بقیه هم  در مقابل مردم مجبور به حرکت به جمالزاده شمالی شدند .

ماجرای این نقطه تقریبا" در همین حد خاتمه یافت و اگر هم تداوم داشت از مسیر راهپیمایی دور و در قسمتهای بالای جمالزاده شمالی بود.

ما به سمت انقلاب و تا تقاطع ولیعصر حرکت کردیم این فاصله از مسیر در ساعت ۱۱ تا ۱۱:۳۰ که ما رفتیم هیچ خبرغیر عادی نبود و موج جمعیت بصورت عادی شعارهای ضد آمریکا و ضد اسرائیل و حمایت از فلسطین و قدس میدادند.

خیابان ولیعصر تا میدان ولیعصر در این ساعت زمانی کمی خلوت بوده و حضور نیروی انتظامی پررنگتر به نظر میرسید.

میدان ولیعصر ازدحام راهپیمایان به چشم میخورد و در خیابان کریم خان به فاصله 100 متری میدان ولیعصر جمعی از گروه سبز تجمع داشته و شعارهایی متفاوت میدادند .و هرگاه گروههای مردمی یکصدا بر علیه آنها شعارهایی مثل مرگ بر منافق و ووو... سر میدادند به حدی که صدایشان در میان جمعیت گم میشد دستهای خود را بالا گرفته و کف میزدند.

تقابل مردم با این گروه که چند صد نفری میشدند خیلی نزدیک و جدی بود و بیم درگیریهایی بود که بصورت پراکنده گاهی دیده میشد . در این شرایط نیروی انتظامی بین این دو گروه حایل شده و جمع مذکور تا تقاطع حافظ با شعارهای مردم بدرقه شدندالبته در ماجرای این محل که مقداری هم به طول انجامید مدتی توقف نموده و وقتی احساس کردیم اوضاع رو به عادی شدن میرود محل را ترک کردیم.

ساعت حدود ۱ بود ما به سمت محل اقامه نماز از مسیر بلوار کشاورز حرکت کردیم . زمین در اثر بارندگی شدید و گذارایی که دقایقی قبل اتفاق افتاده بود خیس بود و جمعیت نمازگزار از خیابان فلسطین به بلوار کشیده شده بود مسیر را برای یافتن محلی مناسب ادامه دادیم صفوف نماز از وصال به حجاب کشیده شده بود در این محل شاهد دسته های چند ده نفری جمعیت سبز بودیم که در چند گروه و پشت سر هم که گویا از کارگر شمالی به بلوار رسیده بودند به صفوف مردم رسیده و مسیر خود را در خیابان حجاب تغییر داده و به سمت بالا هدایت شدند. قبل از حضور ما چند گروه از این جمعیت این مسیر را طی کرده باشد نمی دانم اما در مدت حضور ما تا تخلیه کامل آنها از بلوار به حجاب حدود ۳ دسته چند ده نفری مشاده گردید که با فاصله کمی از هم و با همان وضعیت ظاهری گروههایی که در کریم خان بودند طی مسیر میکردند.در مسیر بلوار به حرکت خود ادامه دادیم و  طریق خیابان قدس هم بلوار کاملا" مملو از صفوف نمازگزاران بوده و در ضلع شرقی پارک لاله هم صفوف زیادی از نمازگزاران اقامه نماز میکردند. در نهایت مکان مناسب پیدا نکرده و موفق به اقامه نماز جمعه نشدیم و بخاطر مسدود بودن خیابان ۱۶ آذر با خانمهای نمازگزار مجبور شدیم از طریق خیابان کارگر به انقلاب برویم. وقتی به انقلاب رسیدیم نماز تمام شده بود و سیل خروشان جمعیت پراکنده میشدند.

موضوعی که در این راهپیمایی مهم بود و مشهود بود علاوه بر قلت جمعیت آنها و حاشیه باریکی مثل یک جوی در برابر یک دریا - جو نفرت عمومی مردم و عدم تحمل بخشهایی از مردم و راهپیمایان بود.

اگر این گروه سه ماه پیشتر با توهم گره خوردن به اقیانوس ملت به خیابانها می آمدند امروز به وضوح مورد نفرت مردم هستند که ذکر صحنه های موردی در مسیر باعث اطاله بیش از حد کلام میشود.

ماجرا گردانهای این حرکت به نظر من باید بنشینند و چرتکه بیندازند و در ادامه مسیر خود تجدید نظر کنند و بیش از این خود را از انقلاب و مردم طرد نکنند.

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 21:45 توسط کریم عابدینی |

روز قدس امسال با تدارک تدارکاتچی ها بی شک با روزهای قدس گذشته متفاوت بوده و حاشیه هایی خواهد داشت و به وضوح این سوال در بین افراد به گوش میرسد که چه اتفاق خواهد افتاد؟

حضور همه قشرهای جامعه با گرایشهای مختلف در این راهپیمائی که مختص قدس عزیز و ملت مظلوم فلسطین است امری مقبول بوده و امسال هم اگر طیفی از مردم با پوششی سبز در این حرکت ضد استکباری و ضد اسرائیلی شرکت کنند جای هیچ گونه ایراد و اشکال نخواهد بود زیرا مردم و نظام و مسئولین بعید به نظر میرسد که قصد مبارزه با رنگها را داشته باشند.

 غلظت این رنگ در ترکیب جمعیتی روز قدس بصورت ضمنی می تواند گویای این باشد که این جریان معترضی که افراطهای زیانبار زیادی را در این دو ماه و اندی مرتکب شده است چقدر از عقبه مردمی خود را به همراه دارد.

چیزی که برای افراد متعهد و دلسوز جامعه جای نگرانی دارد احتمال درگیری بین بخشهایی از مردم در این راهپیمایی به علت افراط و تفریطهای موجود در فضای ملتهب فعلی است که امیدوارم این امر واقع نگردد زیرا خطرناکترین بخش این قصه که این روزها برای مردم و جامعه فراهم نموده اند شکاف و نزاع بین مردم است .بهترین توصیه در شرایط فعلی حضور هوشیارانه و آگاهانه در این روز مهم که یادگار ارزشمند امام راحل برای نجات آرمان فلسطین است و پرهیزاز هرگونه تحریک عواطف سایرین که با گرایشهای متفاوت حضور می یابند.

 پاسدار حریم حرمت این روز و خانواده بزرگ ایران که در این راهپیمایی می آیند باشیم.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 7:7 توسط کریم عابدینی |

نماز جمعه این هفته تهران با عظمت و شکوه تمام به امامت مقام معظم رهبری برگزار شد و شدت هیجان و عشق و شوق را در خیابانهای اطراف در چشمان نمازگزاران روزه دار به خوبی میشد نظاره کرد.

نمازگزارانی که اغلب دیشب را تا سحر در مراسمات مختلف شب قدر احیاء داشته و امروز به عشق رهبر خود خواب و استراحت را از خود دریغ نموده و خیلیها از ساعتها قبل از شروع نماز صفوف داخل و برخی خیابانهای اطراف را پر کرده بودند.

نماز بی ولای او عبادتی است بی وضو

خطبه های رهبر از نظر محتوا همچون همیشه سنجیده و مدبرانه و جای برای سخن گفته و ناگفته نگذاشت .ارتباط روزهای اخیر با شهات مولا امیر المومنین و بازگویی مشکلات ایجاد شده در حکومت عدالت محور آن حضرت و بروز ذدشمنی های داخلی زیاده خواهان و قدرت طلبان و کج اندیشان و تحمیل نزاع و جنگهایی را علیرغم عدم تمایل علی (ع) به قتال و .... همگی تجانس عجیبی را در ذهن همه نسبت به ماجراهای اخیر کشورمان متبادر میکرد.

به نظر من تکلیف صحنه گردانان اختلاف و اغتشاش و ماجراجویان و حادثه سازان امر دیگری است اما حجت بر بخشهایی از مردم عادی که با هیجانات انتخاباتی تحت تاثیر جریان خاصی قرار گرفته بودند  تمام شد و رهبری به وضوح تفکیک و مشخص و معین نمودن که جنس این تحرکات با اختلاف سلیقه های داخل نظام متفاوت است.

قدرت طلبانی که سوژه انتخابات و موهومی بنام تقلب در آنرا مستمسک تحریک هیجانات ناشی از دسته بندیهای انتخاباتی قرار داده و بخشی از مردم و جامعه را سپر فزون طلبیهای خود قرار دادن باید بدانند که گذشت زمان به شدت به ضرر آنها بوده و هر روز با افشا شدن دروغ سازیهایشان اعتبار خود را در میان طرفداران سابق خود از دست می دهند.

اما چه زیباست سران غائله های اخیر از معنویت و نورانیت این ماه و شبهای باقیمانده رحمت مدد جسته و بدور از فضای مسمومی که خود خلق نموده و گرفتار و اسیرش شده اند دل را به خداوند ستار العیوب و غفار الذنوب سپرده و بیش از این دنیا و آخرت خود را تباه نکنند و به صراط هدایت و نورانیت برگردند .

دعای یکپارچه ما در این شبها از درگاه ربوبی دمیدن روح معنویت و مصون نگاه داشتن همه افراد جامعه خصوصا" جوانان عزیز از کید شیاطین و بیراهه رفتن هاست تا در سایه عزت و اقتدار روز افزون جامعه اسلامی و حکومت برخواسته از آن شاهد عزت و اقتدار روزافزون اسلام و مسلمین در برابر استکبار جهانی باشیم.

+ نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 15:47 توسط کریم عابدینی |

بیت حضرت آیت الله بهجت بنا بر وصیت خود حضرت آیت الله بهجت مقلدین آن مرجع راحل را به آیت الله علی صافی گلپایگانی ارجاء داده و اعلام کرده است که دفتر آیت الله بهجت زیر نظر حضرت آیت الله علی صافی گلپایگانی فعالیت میکند.

این مرجع عظیم الشان شیعه که از نظر سنی مسن ترین مرجع زنده شیعه می باشد برادر بزرگ آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی است که در حال حاضر بنا بر سابقه برخی فعالیتهای سیاسی به عنوان آیت الله صافی گلپایگانی شناخته میشود .

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 17:51 توسط کریم عابدینی |

کاروان آفرینش در مسیر تکاملی خود و در سیر زمان همچنان بسوی آینده ای پر رمز و راز در حرکت است و ما سرنشینان هوشمند این کاروان مبهوت از ندانستنها و فراموش کردنهای بسیار در خوشبینانه ترین حالت از آینده نگری افق دیدمان چند قدم جلوتر را نمی بیند و آن چند قدم هم چقدر از واقعیت ها بهره داشته باشد خدا میداند.

این کاروان پرشتاب هستی به سرعت عصرها و نسلها را در مینوردد و سرنشینان مست این قطار کودکی را به امید جوانی و جوانی را به امید بزرگی و توانمندی و روزها و سالها را به جستوجوی تمتعات بیشتر حیات پشت سر میگذارند .

اینکه خیلی فرصتها را از دست میدهیم و در غفلتی مدام و نسیانی از جنس خواب و مستی بسر می بریم شکی نیست که مولا امیر المومنین فرمود الناس نیام فاذا ماتوا انتبهوا و چه بیداری بدموقع و دیر هنگامی!!

اما قافله آفرینش در مدار سیر خود همه ساله از شب پر رمز و رازی به نام شب قدر عبور کرده و ظرفیتهای هستی به اندازه بلوغ و ظرفیت حیات در این شب در آن همچون روحی خدائی دمیده و فیض هستی بخش از طرف مبداء هستی و کمال و رحمت در هر موجودی به اندازه ظرفیت لیاقتش به او اعطا میگردد.

این شب پر رمز و راز که همواره از درک کیفیت و عظمتش محروم بوده ایم متعلق به امام عصر و زمان است که محل نزول ملائک و روح است و پیمانه های کوچک ما به اندازه گنجایشش از این دریای بیکران لطف هستی کسب فیض خواهد کرد.

یک سال در مسیر شدن به کدامین سو حرکت کردیم و چگونه خود را برای بهره جستن از فیض ماه رحمت آماده کردیم و در شبها و روزهای این ماه رحمت که مهمان خدا بودیم چه کردیم و اینک در این شب بی همتا کجای این ماجرا قرار داریم و این تصویری است از اینکه چقدر از فیوضات نازله این ماه برای یک سال مقدرات خود بهره می بریم.

آری قلب مبارک معصوم جایی است که تنزل الملائکه و الروح است و تمام تر و خشک هستی به مصداق لا رطب و لا یابس الا فی الکتاب المبین در این شب بر قلب مبارک صاحب الزمان نازل میشود و جهان ظرفیتهای جدید خود را در بستر سیر تاریخی خود به اذن و امر خداوند حکیم تکمیل میکند .

ما در این شب باید زنگار از صفحه دلهای خود بگیریم و بجای التماس تمتعاتی همچون پول و غذا و لباس و ماشین و خانه - از خدا بخواهیم ما را به خود وانگذارد و عاقبت به خیری را نصیبمان بگرداند .

برای نجات بشر از شر روز افزون و ظلم بی انتها در فرج منجی عالم تعجیل نماید و به ما توفیق و بینش و بصیرت حرکت در مسیر حق و حقیقت را عنایت کند.

دعا کنیم یاریمان کند تا لیاقت و شایستگی کسب کنیم که اگر لایق بودیم خداوند دریغ نمی کند.هر آنچه می خواهیم و نداریم لیاقتش را نداریم.اگر شایسته شدیم حتما" برخوردار میشویم و این از سفره رحمت و کرم خداوند چیز عجیبی نیست.

التماس دعا - دعایی که حلقه ارتباط هستی با هستی بخش و بزرگترین موهبت خالق بر مخلوق است.

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 4:45 توسط کریم عابدینی |

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 22:16 توسط کریم عابدینی |

روز وبلاگ نویسی پرستار
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 11:33 توسط کریم عابدینی |

در رابطه با سلطه صهیونیسم جهانی بر غولهای رسانه ای دنیا و جهت دهی فرهنگ و افکار عمومی با ابزارهای رسانه مثل هالیوود و استیلای خبری با آژانسهای خبری بزرگ و معتبر دنیا مطالب زیادی گفته شده و شنیده ایم.

مطلب جالبی در رابطه با سریال جومونگ محبوب مردم ایران در روزنامه جوان نوشته شده که بسیار جالب و خواندنی است.

روزنامه جوان نوشت:

 در اواخر مردادماه ۸۸ تب «جومونگ» تهران را فراگرفت و عده اى از خبرنگاران رسانه هاى مختلف به دنبال اين بودند كه با آمدن جومونگ به تهران سريعاً خود را به او رسانده و گزارش هاى مفصلى را براى رسانه هاى خود تهيه كنند.

 در سريال «افسانه جومونگ» جومونگ همچون موسى (ع) در خانه فرعون (امپراتور) رشد و نمو مى كند،با وى به مخالفت برمى خيزد و در نهايت مردم آواره را با گذراندن از رودخانه اى پهناور (كه گذرموسى (ع) از رود نيل را تداعى مى كند) به سرزمين خالى از سكنه (!) پدرانش يعنى چوسان قديم (ارض موعود) وارد مى كند.

 چوسان در ذهن عبارت «چو سان - jew sun» يعنى خورشيد يهود را متبادر مى سازد و ماجرا آنجا شگفت آور مى شود كه خورشيد در تورات، نماد ارض موعود يا سرزمين مادرى مى باشد! چوسان كه ارض موعود شد، منجى اين قوم - جومونگ - نيز راهبى يهودى مى شود (jew monk = راهب يهودى) و پايه هاى ابتدايى امپراتورى خود را در جو لبن (jew lebun = لبنان يهود) بنا مى كند. در اكثر واژه هاى كليدى اين افسانه كره اى، «جو» يا چيزى شبيه آن (كه دقيقاً با همين تلفظ، در زبان لاتين به معناى يهودى است) به كار رفته است. شايان ذكر است، لازم نيست دقيقاً املاى اين لغات صحيح باشد؛ چرا كه در عمل هم ممكن نيست. بلكه نويسندگان اين افسانه كوشيده اند از اسامى يا كلماتى بهره ببرند كه بيشترين شباهت را با اسامى و مفاهيم يهود داشته باشند و تلفظ مشابه آنها - نه الزاماً املا - اهداف صهيونيستى عناصر پشت پرده اين مجموعه را در ذهن بينندگان نهادينه كند. جالب اينكه بيشتر اين عبارات، اسامى خاص هستند تا در صورت ترجمه و دوبله به زبان هاى ديگر، تغيير نكنند.

 البته آنچه ذكر شد، سواى موارد متعدد نمادگرايى تصويرى صهيونيستى اين سريال است. اگر نقشه چوسان قديم كه روى پوست ترسيم شده را ديده باشيد فقط كافيست نقشه فرضى ارض موعود صهيونيست ها (نيل تا فرات) را قبلاً ديده باشيد تا از اين شباهت بى اندازه به شگفت آييد. در پس زمينه سكانس هاى مختلف اين سريال با ستاره شش گوش يا تصاوير متعدد پرچم هايى داراى نقش خورشيد كه نماد ارض موعود صهيونيست هاست، مواجه مى شويد.

 نقش «كابالا» يا عرفان و سنت شفاهى يهود و پيشگويى هايشان در اين سريال غوغا مى كند. گويا قرار نيست هيچ تصميمى بدون اذن پيشگوهاى زن اين سريال انجام گيرد. لابد آنها هم حداقل يك «نوستراداموس» يا «ربى يهودا»، «ارى مقدس»، «ربى شمعون» و ديگر كاباليست هاى يهودى لازم دارند تا برايشان، واقعه ۱۱ سپتامبر را پيشگويى كنند و از آينده روشن قومشان بگويند. تاكيد بسيار بر مساله پيشگويى، پرده از نيتى شوم و شيطانى بر مى دارد كه آن چيز جز نامگذارى دهه دوم قرن بيست و يكم به نام دهه كابالا نيست.

 آنچه در اين سريال و ديگر فعاليت هاى فرهنگى - رسانه اى يهود به آن پرداخته مى شود. آماده سازى ذهن مردم جهان براى پياده شدن مفاهيم دلخواهشان است. همان گونه كه فيلم ها، سريال ها و آوازه خوانى هاى سبك متال و... دهه نود، جهان را براى ورود به عصر ترانس مدرنيسم كه همان Satanism يا شيطان پرستى بود، آماده كرد.

 جومونگ كه گويا «ماشيح يهود» بوده و قومش نيز همان فرزندان برتر خداوند هستند، ارتباطى تنگاتنگ با تورات و تلمود دارد. آنگونه كه همواره مورد عنايت الهى است و حتى همچون پيامبران بنى اسراييل (طالوت و داوود)، خداوند به او روش بافت و ساخت زره را آموخته و سربازانش با تعدادى كم بر دشمنان بسيار خود از امپراتورى چينى ها (هان) پيروز مى شود.

نقش زنان در اين سريال (اعم از كاراكترهاى مثبت ومنفى) انسان را به ياد پيامبران زن هفتگانه يهود يا حداقل ديگرانى چون ريوقا، ساره، يائل و ... مى اندازد. شخصيت بانو «سوسانو» بسيار شبيه «دبورا» پيامبر زن يهودى است كه بنابر فصل هاى چهار و پنج كتاب شوفطيم از مجموعه عهد عتيق بر سربازان سيسرا پيروز مى گردد يا اقدامات تجارى وى «گراسيا ناسى» زن تاجر معروف يهودى و عامل اصلى نفوذ يهوديان در دربار عثمانى را در خاطر زنده مى كند. بانو سويا (همسرجومونگ) نيز كه ابتدا به اسارت مى رود، ولى پس از بازگشت به خاطر اهداف عاليه قوم همسرش از معرفى مجدد خود سرباز مى زند، انسان را ياد داستان «هدسه» كه بنابر فيلم صهيونيستى «يك شب با پادشاه» به زور از خانه عمويش مردخاى ربوده شد و به همسرى خشايار شاه درآمد، مى اندازد.

 در بررسى شخصيت هاى زن اين سريال، از هدسه كه با نفوذ در دربار ايران، مقدمات قتل ۷۷۰۰۰ ايرانى را فراهم كرد، بگذريم (كه شرح آن در دفتر استر از مجموعه عهد عتيق آمده است)، به ياد «ركسلانه» يا «خرم سلطان» يهودى مى افتيم كه با نفوذ در دربار سليمان، پادشاه عثمانى به همسرى وى درآمد و با قتل وليعهد «مصطفى» بالاخره منجر به قتل سلطان سليم دوم و شعله ور شدن آتش فتنه جنگ هاى ايران و عثمانى شد. در ديالوگ هاى اين سريال، فراوان عبارت آوارگى، اسارت، سرزمين مادرى و تاريخى، كوچ و ... به چشم مى خورد كه همگى يادآور فرازهايى از تورات است.

 جومونگ براى دفاع از خود، حق دارد از سلاح هاى نامتعارف زمان خودش مانند شمشير فولادى، بمب هاى آتشزا و ... عليه دشمنان خود استفاده كند تا جايى كه بيننده، اين برترى تسليحاتى را نوعى حق مسلم وى مى داند كه حاصل هوشمندى و تخصص كارگزاران اوست.

 دشمن اصلى جومونگ، امپراتورى چينى ها يا همان «هان» است كه سربازهايش با پرى كه روى كلاهخودهايشان دارند، بى شباهت به جنگاوران مسلمان نيستند. منطقى هم به نظر مى رسد. بايد در مقابل نفوذ روز افزون اقتصادى چينى هاى كمونيست در مقابل ايالات متحده كه ۸۰ درصد ثروتش در اختيار جمعيت حداكثر ۶ درصدى يهوديان است، ايستاد. يكى از اين راه ها، قدرت گرفتن كره به عنوان متحد آمريكا و اسراييل در حياط خلوت چين است.

 توجه بيش از حد اين سريال به مقوله تجارت، بى شك براى يهوديان زرپرست، زيبنده تر است تا شينتويست ها و مائويست هاى روح گراى شرق آسيا، شايد هم صهيونيست نمى تواند قبول كند كه پيروان مكتب كمونيسم (چين) امروز اينگونه در اقتصاد آزاد جهان جولان دهند.

 لابد كره هم به عنوان هم پيمان ايالات متحده و اسراييل با توجه بيش از حد به مقوله تجارت در اين افسانه تازه ساز (!) به دنبال ايجاد مقدمات فرهنگى جهت سرازير كردن هر چه بيشتر توليدات خود در كشورهاى هدف (مانند ايران) است؛ چرا كه مناسبات اقتصادى ۱۲ ميليارد دلارى بين ايران و كره و نيز داشتن مقام سوم صادرات به ايران، چشم طمع چشم بادامى هاى كره اى را هر چه بيشتر به سوى اين مرز پرگهر جلب كرده است.

 اين در حالى است كه نوادگان جومونگ بارها در مجامع بين المللى همداستان با آمريكا و اسراييل، فعاليت هاى صلح آميز هسته اى ما را محكوم كرده اند، راستش من خودم هم نمى فهمم چرا بايد بازارمان را در اختيار كشورى بگذاريم كه حقوق مسلم ما را قبول ندارد. البته اين تنها گزاره اقتصادى - تجارى اين مجموعه نيست بلكه موارد ديگرى همچون نقش شركت گوگل در القاى تبليغات غير مستقيم نيز در اين سريال مشهود است.

 آنجا كه قرار است امپراتورى نو بنياد جومونگ «گوگورى يو» نام گيرد، بيننده را به ياد تبليغات و شايعات گسترده مبنى بر تاسيس كشورى به نام گوگورى يو يا گوگ لند در جزيره اى G شكل «لوگوى اصلى شركت گوگل» در اقيانوس آرام از سوى مديران گوگل مى اندازد.

 البته شايد سخت باشد اگر بگويم حرف G از نمادهاى اصلى فراماسونرى است يا اينكه نرم افزار google earth هيچگاه آنگونه كه پايگاه اتمى نطنز را به وضوح مشخص كرده پايگاه اتمى ديموناى اسراييل را به دلايل امنيتى تصوير نكرده است. نمى دانم شايد اين هم از ترفندهاى اقتصادى بانو سوسانو و جومونگ باشد!

 البته با تمام تلاش و زبردستى كه نويسندگان و دست اندركاران كره اى- اسراييلى اين مجموعه به خرج داده اند، هيچگاه نخواهند توانست اسامى برخى شخصيت ها و كاراكترهاى اين سريال مانند «مگول»، «يا گاك» و «ماگاك» را كه از ديدگاه ترمينولوژى يا اصطلاح شناسى همان «مغول»، «ياجوج» و «ماجوج» خودمان هستند، با پوشش فرهنگى بپوشانند؛ چرا كه همواره در پشت اين اسامى قتل و غارت، خونريزى و توحش نهفته است. البته بد نيست بدانند كه مردمان اين سرزمين همان صاحبان فرهنگى هستند كه از مغول ها، مسلمان ساختند و بنا بر برخى تفاسير اين ذوالقرنين يا كوروش ايرانى بود كه اسلاف و اجداد آنها يعنى ياجوج و ماجوج را از اين سرزمين بيرون راند. به هر حال اگر يكى از قسمت هاى اين سريال را از دست داديد، چندان نگران نباشيد چون صدا و سيما آن را سه بار برايتان پخش خواهد كرد!

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 5:20 توسط کریم عابدینی |