اسلام روسی عنوان وبلاگی است که نامه ای را در قالب نامه به رهبری نگاشته و خود را در معرض نقد مخاطبان خودش قرار داده است . این نامه را متقابلا" در توضیح و پاسخ برخی از نوشته های ایشان برای اطلاع ایشان و سایر دوستان می نویسم امید است پاسخ درخوری بوده باشد.
جناب آقای اسدی
همانگونه که خود نیزتصریح کرده اید ، نامه به رهبری و یا هر مسئولی به این شکل در واقع صورت و قالب نامه را به همراه داشته و در واقع ابزاری برای ارتباط با افکار عمومی است ، نکاتی چند فراخور درک و فهم خودم خدمتتان عرض میکنم تا بخشی از جواب افکار عمومی را خدمتتان برسانم.
جناب آقای اسدی! نوشتید(ارادتمند شما ،جوانی که دوست دارد گمراه نباشد)میدوارم در ارادتتان به مقام ولایت و رهبری صادق باشید و تلاشتان برای گمراه نشدن قرین به عاقبت به خیری باشد که بعد از عمری جست و خیز و بالا پایین شدن ، اگر عاقبت به خیری نصیب انسان نشود با هیچ چیزی قابل جبران نیست.
جناب آقای اسدی ! از رهبری خواستید تا همانگونه که در خطبه های نماز جمعه ۲۹ خرداد فرموده بودند صریحتر مطالبی را بگویند.
گفتن ، بخش کوچکی از فرایند آگاهی دادن به جامعه است و لازم است فرایندهای مختلف عینی و ملموس ، افراد جامعه را به قضاوت واضح و غیرقابل تردید در برابر پدیده های اجتماعی برسانند.قضاوتی که با گفتن و شنیدن حرفی ایجاد میشود ، با تشکیک و تردید فرد دیگری فرو می پاشد.
باید زمان بگذرد و واقعیتها چنان عریان در برابر افکار عمومی جامعه جلوه گری کند که جایی برای تردید باقی نماند.من تصور میکنم رهبری جدای اینکه با تمام توان تلاش میکند هاشمی از نظام جدا نشود و همچنان یارو یاور رهبری و نظام اسلامی بماند - از طرفی می خواهد وقایع حالت پخته تری بخود گرفته و حجتها تمام شود.اتمام حجت و امهال از سنتهای ائمه و اولیا و خداوند است.
رهبری واجد درک و درایت عمیقی از جریان تاریخی انقلاب بوده و به واسطه همین کیاست و درایت و آینده نگری است که ظرفیت تحمل من و امثال من تمام شده و لب به شکایت میگشاییم غافل از اینکه ما ماموم هستیم و او امام و وظیفه ما تبعیت و پیروی است و حتی همچون شما برای رهبری می خواهیم تعیین تکلیف کنیم.
رهبری بی شک در مواقعی که ضرورت ایجاب کند برای شفاف شدن جریان امور در موقعیتهای مقتضی روشنگری خواهد کرد و ضرورت و ایجاب و اقتضاء چیزی است که در شان رهبری قرار گرفته و فراموش نکنیم آنانکه تلاش برای وارد کردن خدشه در جایگاه رهبری کرده و می خواهند از ارزش و اعتبار آن بکاهند از چنین موقعیتها و فرارسیدن این زمان که بی شک به ضررشان خواهد بود واهمه دارند.
رویدادهای امروز جامعه ما به نظر من ناشی از حرکتی است که با خط دهی مقام معظم رهبری حدود 15 سال پیش با عناوینی همچون درسها و عبرتها و خواص و عوام شروع گردید.
با اشاره به مطالب صدر نامه شما و ذکر خیر از شخصیت رهبری در سالاهی قبل از انقلاب گذشته از اینکه در خصوص درک و برداشتتان از روشنفکری جای حرف هست اما در کل باید بگویم که رهبری از نظر جایگاه فکر و اندیشه و فهم و درکشان در حال حاضر به لحاظ جایگاه اطلاعاتی و اشراف و آگاهی خود و تجربه سالهای سال به مراتب بسیار بالاتر و برتر از آنچه در دوره قبل از انقلاب و سالهای اول انقلاب یاد میکنید قرار دارند اما جایگاه رهبری افتضاء خاص خودش را دارد . این اقتضاء هرگز برای ایشان مصلحت اندیشی به آن مفهمومی که برخی ها میگویند نیست.
رهبری با تقوای خاص دینی ، هرگز خود را در معرض چرب و شیرین دنیا قرار نداده است تا گرفتار خودخواهی و برای خود خواهی شود اما مصلحت اندیشی که درک کند کشتی انقلاب و نظام را از مسیری به سوی هدف سوق دهد که دچار کمترین تلاطم و آسیب شود از ویژگیهای یک کشتیبان خبره و آگاه است.
تثبیت رهبری معظم له و کنار زدن منتظری و یا تلاش برای خاتمه جنگ و چیزهایی که ذکر کردید به خودی خود موجب باج دهی نظام به هاشمی نمی گردد بلکه ایشان به لحاظ سوابق و جایگاه خاص خود ویژگیهای شخصیتی که دارد ، اعتماد عمومی جامعه را به همراه داشت و با رای بالایی منتخب مردم برای ریاست جمهوری گردید . رویه رهبری و حضرت امام ، حمایت و پشتیبانی از منتخب مردم بوده و این امر در بدترین شرایط زمانی نظام در مورد بنی صدر هم انجام میشد با وجود اینکه بعد ا" حضرت امام فرمودند از اول با ریاست جمهوری بنی صدر موافق نبودند.
گریزی به معضلات تربیتی و دین گریزی جوانان و جامعه داشتی این هر چند به معنی سیاه دیدن فضای جامعه نیست و جوانان پاک و متدین زیادی با استفاده از شرایط معنوی ایجاد شده توسط نهادها و دستگاههای دینی و تبلیغی و انقلابی و... به بالندگی های روحی و معنوی رسیده اند اما این از اهمیت و حساسیت و زیربنایی بودن این مهم نمی کاهد.
تصور من از این که جایی نوشتی " یاد تاریخ قبل از انقلاب می افتی" بر این است که از نسل اول انقلاب هستی و لذا در مورد مسائل دینی و مذهبی و تربیتی جوانان جامعه پخته تر از این چیزها که گفتی قضاوت میکنید.
حکومت زمینه های تربیت دینی را با فراهم کردن فضای لازم مهیا میکند.اما هرگز نمی تواند افراد را تربیت کند.تربیت ارتباط با مسائل مختلفی دارد که خانواده ها مهمترین آن هستند. از همان لقمه حلال که گفتی گرفته که متاسفانه امروز اغلب لقمه ها شبهه ناک است و فضای آلوده به تهمت و غیبت و گناه که دست به دست هم می دهد با گرفتار شدن خانواده ها به امور معاش و سرد و گرم و چرب و شیرین زندگی ها وقت برای تربیت نسل جدید کم میگذارند و ویژگیهای اقتصادی و معیشتی که سن ازدواج را بالاتر و بالاتر می برد و دغدغه روزافزون جامعه و جوانان در پیوستن به قافله شتابان جامعه در مسیر رفاه طلبی و دنیاگرائی و افزایش وسائل ارتباط جمعی و انتقال مفاهیم مادی و دنیاگرائی از این طریق که برای ذهن افراد جامعه که درگیر دغدغه معاش هستند سهل الوصول تر از مفاهیم معنوی و آخرت گرائی است و مشاهده تعارض و تناقض از طرف افراد جامعه خصوصا" جوانان در مورد چهره هایی که تظاهر به تدین میکنند ولی با روح دینداری فاصله زیادی دارند و.... در جهت گیری دینی افراد تاثیر گذار است که خود این بحث مفصلی است اما در نهایت جامعه با خیر آمیخته با شر و ایمان آمیخته با کفر گریبانگیر خواهد بود نا انسانها در دوراهی های انتخاب خود که ارزش وجودی خود را تثبیت میکنند به سوی آخرتی موعود حرکت کنند.
پست قبلی مشاهدات عینی من از حواشی نماز بود بی توضیح و توجیه و تفسیر و تعبیر درج کردم.از همان موقع شنیدن خطبه ها مطالبی ذهنم را به خود مشغول کرده بود که بخشی از آنرا در این فرصت درج میکنم.
آقای هاشمی مطالبی را گفت و مطالبی را نگفت که اول انتقاد من به یک نگفته مهم است.
همه ما در جریان سیر ماجرا و اختلاف هاشمی با احمدی نژاد حداقل از انتخابات نهم و شکست ایشان در رقابت با احمدی نژاد هستیم تا موضوع مناظره و نامه سرگشاده هاشمی به رهبری که موجب رنجش همه علاقمندان و دلسوزان نظام گردید .
با تمام اینها رهبری در نماز جمعه تاریخی ۲۹ خرداد از هاشمی رسما" اعلام حمایت نمود .این حمایت رهبری نه تنها ......جهت مطالعه ادامه مطلب روی این پیوند کلیک فرمائید
مشاهدات شخصی بنده از حاشیه های نماز جمعه این هفته تهران که در فاصله ساعت ۱۲ ظهر تا ساعت ۳ بعد از ظهر در خیابانهای انقلاب و قدس و طالقانی و وصال را شامل میشود خدمتتان در ادامه مطلب ارائه نمودم . علاقمندان با کلیک روی پیوند ادامه مطلب در زیر- گزارش گونه ای از مشاهدات عینی من را میتوانند مطالعه نمایند.در پست بعدی خود به نقد محتوای خطبه آقای هاشمی خواهم پرداخت.
نماز جمعه سنگر حمایت و پشتیبانی از نظام اسلامی و همواره منادی وحدت و ایستادگی در برابر دشمنان بوده است.نمازی که عبادت و سیاست را در کنار هم و با نماد سلاح در دست امام نشاندهنده اقتدار حکومت اسلامی و روشنگر خط سیر مستقیم جامعه اسلامی است .
نماز جمعه هرگز آوردگاه احزاب و گروههای سیاسی برای پیگیری منافع و مطالبات گروهی و جناحی نبوده و نباید باشد.
امروز گروهی که نمی توانند بعد از گذشت بیش از یک ماه خود را از هیجانات انتخاباتی تخلیه کنند شاید در صدد بهره برداری از این جایگاه باشند و عده ای هم که مخالف اصل نظام و انقلاب بوده و ارزشی به نماز جمعه در فکر و عمل ندارند در صدد سوء استفاده از این موقعیت و تجمع جمعیت باشند خصوصا" که با وقایع اخیر در باره فرزندان و خانواده آقای هاشمی که خطبه خوان نماز این هفته خواهد بود شاید تصور کنند که از سنگر نماز جمعه این هفته می توان برای شکستن اصول انقلاب بهره گرفت.
شاید آقای هاشمی پوشیده یا آشکار انتقادهایی را طرح کند اما هرگز اصول انقلاب و ارزشهایی مثل ولایت و رهبری و میثاقهای ارزشمندی همچون قانون و سیر امور کشور در مجرای آنرا همانطور که بدخواهان انتظار دارند زیر سوال ببرد.
در شرایط کنونی مهمترین وظیفه همه ما حفظ هوشیاری و وحدت است .وحدت از اینرو که نیاز حیاتی یک امت در مسیر انقلاب خود و در مقابل توطئه های ریز و درشت است و هوشیاری تا به تحریک و وسوسه افراطیون جریانهای مختلف در دام فتنه بدخواهان بددل نیفتیم.
هوشیار باشیم و توصیه های رهبری را نصب العین قرار دهیم و در عمل تابع ولایت باشیم تا آسیب نبینیم و اطمینان داریم که دشمنان انقلاب و نظام از نماز جمعه این هفته به آنچه از خواب و خیال و آرزوهای پلیدشان است نخواهند رسید .
امروزه برخی ها با جایگاه مشخص به عنوان اعتراض به کشتار و تضییع حقوق مسلمانان در چین داد سخن می دهند.در این میان سه نکته را می خواهم مطرح کنم و از هم جدا کنم.
یکی حقوق مردم مسلمان چین که تحت ظلم و ستم واقع میشوند.این بدیهی ترین موضوع است که همه ما به عنوان مسلمان و به عنوان یک انسان آزاده با این اقدام علیه یک قوم از یک ملیت به هر عنوان و بهانه ای مخالفیم.مسلمانان در هر کجای دنیا باشند عضوی از امت واحده هستند و مرزهای جغرافیایی نمی تواند امت اسلامی را از هم و حساسیت به سرنوشت هم جدا کند.حکومت اسلامی هم در این رابطه وظیفه مهمی دارد که باید انجام دهد.این اعلام موضوع به صورت طبیعی در موارد مختلف با حساسیتهای مختلفی مطرح می شود اما شرایط مختلف و موارد مختلف و ملاحظات سیاسی مانع از انجام تکلیف برای حکومت اسلامی نمی شود.کما اینکه در مورد حاضر دولت از کانالهای رسمی اعلام موضع کرده و خواستار رعایت حقوق مردم مسلمان منطقه شده و اعتراض به عملکرد انجام شده را به دولت چین اطلاع داده است.
موضوع دوم وظیفه مردم و مسلمانان است که به نظر می رسد هرگز تحت تاثیر مسائل و ملاحضات سیاسی و بین المللی نیست.ملت به دور از همه این ملاحظات می توانند و باید صدای اعتراض خود را به گوش حاکمان چین برسانند تا اولا" مسلمانان مظلوم این منطقه دلگرم به پشتیبانی امت اسلامی باشند و هم قدرتمندان عالم بدانند که به راحتی نمی توانند اقلیت های مسلمان را که به عنوان شهروندان تحت حاکمیتشان زندگی می کنند قلع و قمع کنند و حقوقشان را ضایع کنند.این حق برای ملتها در هر شرایطی محفوظ است.
موضوع سوم این است که گروههایی خاص در این وادی و به عنوان اعتراض وارد شده اند و بجای تجمع جلو سفارت چین ترجیح می دهند به حکومت و نظام اسلامی تاخت و تاز کنند گویی حاکمان ما دستور کشتار و تضییع حقوق مسلمانان چین را صادر کرده است.این گروه از منتقدین و معترضین در واقع حساسیتی به سرنوشت امت اسلامی و اقلیتهای مسلمان در کشورهای دیگر ندارند و این نوع اعتراضها تنها یک بهانه از صدها بهانه ای است که می خواهند فریاد اعتراض علیه دولت سر بدهند.توصیه می شود این حضرات اگر راست می گویند و در اعلام موضع خود صادق هستند به عنوان بخشی از امت اسلامی به تکلیف خود عمل و در مقابل سفارت چین اجتماع و مراتب اعتراض خود را به گوش دولتمردان چین و سمع و نظر جهانیان برسانند.
اسلاوی ژیژک جامعه شناس اسلوونیایی ضمن اعتراف به برنامه ریزی برای میرحسین موسوی در تازه ترین سخنرانی خود استراتژی سکوت تهدید کننده و ایجاد یک سازمان برای ایستادگی و ایجاد فشار مستمر را تجویز نموده است.
آقای اسلاوی ژیژک که قبلا" از اغتشاشات و آشوبهای بعد از انتخابات حمایت و در این راستا سخنرانی نموده و مقاله نوشته و نامه امضاء نموده بود،
او که با هتاکی های مکرر علیه نظام از قبیل فاسد و خودکامه نامیدن حکومت در ایران به جایی نرسیده بود اینک مدعی است شور و هیجان چیزی است که هر ابلهی می تواند داشته باشد و لذا توصیه می کند باید به اصطلاح مبارزات متکی به سازمان و مداوم باشد.
ایشان ضمن ابراز تمایل خود برای سفر به ایران گفته است "من دوست دارم به ایران بيايم اما يک نفر مرا تقريباً به موسوی وصل کرد تا برايش برنامه ريزی کنم و به من گفتند که يا ايران را نخواهی ديد يا در صورت پيروزی ايشان، به ايران دعوت خواهی شد و اين تنها فرصت من بود. من بنا بود، سال قبل به ايران بروم اما يکی از اساتيدی که مرا دعوت کرد، دستگير شد"
گمان میرود پیگیری آقای موسوی برای ایجاد حزب در راستای آموزشهای این چهره شناخته شده مارکسیستی بوده و توجیه کننده اهداف آتی سازمانی بادوام باشد که در صحبتهای اسلاوی ژیژک از آن یاد شده است.
سایر آموزشهایی که فرد رابط ایشان با موسوی در خلال این برنامه ها تجویز شده هنوز علنی نشده و امیدواریم در آینده افکار عمومی جامعه از آن مطلع گردند.
شنیدیم که دولت آلمان دستور منع انتشار خبر راجع به قتل شهیده
حجاب خانم مروه شربینی را در مطبوعات آن کشور داده است
میخواستم مطلبی راجع به این جنایت هولناک و تناقض در رفتار و
گفتار مدعیان حقوق بشر و آزادی بنویسم در اینترنت برای تصویر
مروه هر نوع جستوجو کردم با کمال تعجب هیچ تصویری از ایشان
نیافتم در حالی که این واقعه در صدر اخبار جهان است و نوعا" باید
هزاران تصویر از ایشان یافته میشد.تا این لحظه که مطلب را مینویسم
در کمال ناباوری تصویر مرتبط با موضوع را پیدا نکردم و از
درج مطلب به همین موضوع اکتفا و بقیه را به قضاوت شما موکول میکنم.
امشب فرصتی شد و برای بالا رفتن میزان فحش و دری وری خونم هم شده به چند سایت فراریان وطن و ضدانقلاب و سر زدم .
واقعا" حسی عجیب موقع بازدید این سایتها در انسان ایجاد میشود که اگرچه حقد کینه و عقده طراحان و گردانندگان این سایتها امری طبیعی است اما در ورای این عقده گشایی ها نباید ظاهر قضیه را برای حفظ آبروی خود اندکی رعایت کنند؟
طرحهایی به خیال خود برای مبارزه مردم با نظام و حکومت خود ارائه میکنند که انسان در سلامت و تعادل عقل و شعورشان تردید میکند.روزی خاص و ساعتی خاص را مشخص میکنند تا مردم با مصرف زیاد برق باعث از کارافتادن نیروگاهها و خاموشی شوند و یا روشن کردن چراغ ماشینها که دیدیم و ....
اینان که ۳۰ سال پیش اراده ملتی را برای ایجاد نظام اسلامی و ساقط کردن نظام شاهنشاهی برنتابیده و به خوش نشینی در آمریکا و اروپا پرداخته و در تمام رویدادهای عظیم ملی همچون دفاع جانانه ملت با چنگ و دندان از کشور خود در سختترین شرایط از کشور خود با برخورداری از جیره و مواجب مصوب براندازی نظام همیشه به فحاشی پرداخته و از وطن بصورت ریاکارانه به ذکر نامی بسنده کرده اند آیا به راستی خیال میکنند که ملت ایران گوش خود را تیز کرده اند تا خطورات ذهنهای علیل آنها را به سرعت اجراء کنند؟
چقدر حماقت آمیز است تصویر مشوش و خواب آشفته مزدوران وطن فروش از ملتی که به یک اشاره رهبر خود سر از پا نشناخته و از بذل جان و مال خود دریغ نکرده و نمی کنند و چه ابلهانه است خیالات باطلشان که از پس امروز فردایی را به نفع خود در این خاک جستوجو میکنند.
این روزها از همه چیز در حد و اندازه عقل و فهم خودمان حرف می زنیم اما در موازنات و معادلاتی که برای تحلیل امور و پیش بینی روند امور به کار می بریم کوچکترین نقش و جایی را به خداوند و قدرت مطلق او قائل نمی شویم .
خداوندی که اراده حاکم او در جزء و کل امور خلقت جاری و غیرقابل انکار بوده و باور داشتن آن جزو شرایط اولیه ایمان است . ایمان به خدا و ایمان به غیب و ایمان به پیامبران و در سایه چنین ایمانی است که نقش اراده خداوند دستکم از نقش اسباب و علل مادی گرفته نمی شود.
ایمان و مجاهده در راه آن و وعده نصرت او و دعای خالصانه و وعده استجابت آن و وجود و حضور امام عصری که مثل آفتاب پشت ابر آثار وجودی خود را با وجود غیبت از عالم خلقت دریغ نمی کند و واسطه فیض ما با مبداء هستی است.
در طول تاریخ خیلی ها خواستند با اسباب و علل مادی و ظاهری در مقابل سنتهای خداوند و در مقابل مسیر حق و حقیقت بایستند اما جریان امور شکست چنین اراده هایی را حتی به رغم پیروزی ظاهریشان رقم زد و برای اهل ایمان اثباط شده است که در نبرد تاریخی حق و باطل ، تمام قوا و اراده هایی که در مقایل جبهه حق بایستند محکوم به شکست و نابودی هستند.
بنده قصد ندارم جریانات مختلف را در کنار هم قرار داده و با هم مقایسه کنم اما چاره ای نیست جز اینکه بگوییم جریان انقلاب اسلامی ما امری خارج از برآوردهای سیاسی و اجتماعی عادی بوده و به همین خاطر در طول مدت وقوع و سیر حیات 30 ساله خود تمام معادلات حسابگران عالم خصوصا" قدرتهای بزرگ را بر هم زده است.از همان روز پیروزی تاکنون دست هدایت غیبی مسیر امور را تا به امروز هدایت نموده و در گذرگاههای حساسی که دشمنان این نظام امیدها و آرزوهای خود را تحقق یافته دیده و دوستان و دلسوزان نظام پشتشان از شدت واقعه می لرزید ، انقلاب این گردنه های صعب را پشت سر گذاشته و مقتدرتر از قبل و آبدیده تر از قبل راه خود را ادامه داده است.جنگ خانمانسوز تحمیلی از نظر محاسبه گران دنیا کافی بود حکومت نوپای اسلامی را ساقط کند اما نه تنها این انتظارشان را عملی نکرد بلکه در طول این 8 سال در دل ماجرای جنگی که به پشتیبانی قدرتهای بزرگ و زورگوی عالم توام با تحریم کشورمان و در نهایت مظلومیت ادامه داشت ماجرای ترور وسیع مقامات عالی نظام و کودتا و ماجرای بنی صدر و .... راه انقلاب را مسدود نکرد و نظام یک قدم از آرمانهای خود عقب ننشست و کوچکترین باجی به باج خواهان عالم داده نشد.
اینک حکومت اسلامی مستقر شده در ایران تحت عنایات ولی عصر و با دعای خالصانه مومنین و با برخورداری از رهبری صالح و شایسته که از بزرگترین موهبتهای الهی ماست ، در اوج قدرت و شوکت و بهجت الهی بر سر آرمانهای خود که با خون صدها هزار شهید از بهترینهای این ملت تایید و تثبیت شده است ، قدمی عقب نخواهد نشست و همگان خواهیم دید که ماجراهای ساختگی کنونی که همچون طبلهایی کوبیده شده و می خواهد چشمها و گوشها را پر نموده و دلها را خالی کند ، راه به جایی نبرده و در گذر زمان به گنجینه تجربیات تاریخی این ملت افزوده خواهد شد.مهم این است که ما به تکلیف خود عمل کنیم و به فکر نتیجه نباشیم و این سیره امام راحل عظیم الشان انقلاب بود که با استعانت از آن کوههای بزرگ را از مسیر برداشت و از حرکت به سوی هدف لحظه ای درنگ نکرد.
امروز بعد از آرامش دو هفته ای بار دیگر برخی عوامل اغتاشگر در گوشه و کنار انقلاب و اطراف بلوار کشاورز دست به سطل آشغال سوزی زده و به ندای تداوم اغتشاش بدخواهان این کشور لبیک گفتد.
مشاهدات من از این وضعیت حضور تعداد بسیار معدود از گروه جوان و نوجوان بود که در محدوده خاصی بصورت رفت و برگشت جولان می دادند وشعارهای شرم آوری را برزبان می آوردند.این گروه که به وضوح مورد نکوهش رهگذران و مردم عادی هراسان بودند تلاش می کردند که مسیر خیابان را مسدود و باعث ایجاد ترافیک شوند.
تفاوت دیگر اغتشاشات پراکند امروز با بعد از انتخابات استفاده همه عوامل شرکت کننده در این آشوب طلبی از ماسک بود. خیلیها در پیاده رو غرغر کنان میگفتند که شهرداری بدبخت تازه بخشی از سطلهای نابود شده را جایگزین کرده بود که حرامزاده ها دوباره سوزاندند.و یا اینکه بابا جون حرفی دارید بزنید چه کار به این سطلها دارید؟
جالبترین نکته برای من شایعات منتشر شده در برخی سایتهای خاص مبنی بر فرماندهی بسیج برای برخورد با اغتشاش طلبان توسط مجتبی فرزند مقام معظم رهبری بود.امروز با دیدن شعارهایی بر علیه فرزند مقام معظم رهبری شکی برایم نماند که این آشوبها سازماندهی می شوند و اهداف خاصی را دنبال میکنند.
تاکنون کسی نمی توانست ادعایی مبنی بر دخالت وابستگان رهبری در امور اقتصادی و تصدی منصب حکومتی توسط فرزندان ایشان بکند.نکته واضح زندگی آنها زی طلبگی ساده بوده است.اینک با وارد کردن اتهامات اینچنینی به خیال خود رهبری را تضعیف و امر را در رده اتهامات برخی آقازاده ها قلمداد کنند.
آلودگی هوای تهران 9 برابر حد استاندارد اعلام شده و ادارات و مراکز دولتی و آموزشی دولتی و خصوص تعطیل اعلام شد اما مطابق روال مراکز بهداشتی و درمانی که سنگ از آسمان ببارد هم فعالند نه تنها دایر بلکه با حجم کاری بیشتر و آماده باش کامل فعالیت خواهند کرد.
البته در اصل ماجرا حرفی نیست و ماهیت کار هم همین را می طلبد اما با حفظ نهایت نجابت که از همکاران سختکوش خود آموخته ایم داخل پرانتز باید عرض کنیم که این وضعیت مستوجب کمی هم شده توجه نیست؟
تا جایی که عقل حکم کرده و کلیه متون مدیریتی موید این هستند که در چنین مواردی باید مشوقهایی برای افزایش انگیزش کارکنان لازم است در نظر گرفته شود اما متاسفانه شواهد و تجربیات ما در سالهای گذشته نشان داده است که عنایت چندانی به این موضوع در رویکردهای مدیریتی سیستم بهداشت و درمان ما نشده و نمی شود.البته گروههای دیگری هم در جامعه شرایط مشابه دارند که امید است موجبات رضایت خاطر آنها برای جبران تلاش مضاعفشان در شرایط غیر عادی فراهم گردد.
این روزها عده ای در گوشه و کنار فریاد مظلومیت برای گروههایی که محور تنشهای اخیر در جامعه بعد از انتخابات بودند سر داده و به عناوین مختلف درخواست سهم از وقت صدا و سیما برای این گروه میکنند.
دیروز نماینده تبریز آقای پزشکیان در مجلس در همین راستا با گریزی بر عدالت علی (ع) و توصیه به انصاف میگوید:«این درست نیست که جانب یک طرف را بگیریم و تنها از آن دفاع کنیم و هر چقدر طرف مقابل فریاد بکشد به آن توجهی نشود.»
این قبیل دفاعیات صرفا" برای زنده نگه داشتن جریان ورشکسته اصلاحات در کشور از طرف نمایندگان منصوب به این جریان و بدون توجه به این نکته بیان میشود که دفاع از شخص و گروهی میکنند که با اقدامات نابخردانه خود نه تنها موجب بهم ریختن امنیت و آسایش جامعه شدند بلکه با طرح بهانه هایی واهی و کودکانه و تمسک به هوچی گری و آشوب طلبی اعتبار و حیثیت کشور را در جهانی که دنبال نقطه ضعف از ما برای بهانه گیری میگردد اگد مال کردند و صدای فرونشسته قلدرهای جهان را بعد از ۴ سال اقدامات شجاعانه ریاست محترم جمهور علیه ما بلند کردند.
اینان نه تنها موجب ریخته شدن خونهای بی گناه بلکه خون دل خوردن و جاری شدن اشک رهبر فرزانه انقلاب شدند که حرمت و شان رهبری با هیچ چیزی قابل معاوضه نیست.
از حق و انصاف صحبت میکنند در حالی که حق آن است اینان در راسشان آقای موسوی در پشت میز محاکمه به اتهامات خود در شرایط عادلانه پاسخ بدهند و صدا و سیما این ماجرا را برای مردم که دانستن حقشان است پخش کند نه اینکه انتظار داشته باشند بعد از اینهمه اقدام گسترده علیه امنیت ملی و ایجاد التهاب و اغتشاش - صدا و سیما امکان لازم برای دامن زدن و گسترش اغتشاشات را برایشان فراهم نماید.
تمام آنچه میگذرد چیزی نیست جز سوء استفاده این گروه و حامیان حزبی آنها از رافت و عطوفت اسلامی که مشمول حالشان بوده است.ملت بصورت واضح در جای جای جامعه انتظار برخورد و محاکمه عوامل بوجود آورنده وقایع اخیر را دارد.
دید کلی
جسم انسان از میلیونها میلیون سلول تشکیل شده است که در کنار هم ، بافتهایی مانند ماهیچهها ، استخوان و پوست را میسازند. اغلب سلولهای طبیعی بدن در پاسخ به تحریکاتی که از داخل و خارج بدن به آنها وارد میشود، رشد و تولیدمثل میکنند و در نهایت میمیرند. اگر این فرآیند در مسیر تعادل و صحیح خود اتفاق بیفتد ، بدن سالم میماند و عملکرد طبیعی خود را حفظ میکند. اما مشکلات ، زمانی شروع میشود که یک سلول طبیعی دچار " جهش " و یا تغییر شده و به سلول سرطانی تبدیل میشود.
نحوه پیدایش سرطان
یک سلول طبیعی ممکن است بدون هیچ دلیل واضحی به یک سلول سرطانی تبدیل شود، ولی در اغلب موارد ، تبدیل در اثر مواجهه مکرر با مواد سرطانزا مانند الکل و دخانیات صورت میگیرد. شکل ظاهری و نیز عملکرد سلولهای سرطانی شده با سلولهای طبیعی تفاوت دارد. جهش یا تغییر ایجاد شده در DNA یا ماده ژنتیکی سلول اتفاق میافتد. DNA همان مسئول کنترل شکل ظاهری و عملکرد سلول است. وقتی DNA یک سلول تغییر میکند، آن سلول با سلولهای سالم کنار خود تفاوت مییابد و دیگر کار سلولهای طبیعی بدن را انجام نمیدهد. این سلول تغییر یافته از سلولهای همسایهاش جدا میشود و نمیداند چه زمانی رشدش باید به پایان برسد و بمیرد. به عبارت دیگر سلول تغییر یافته از دستورها و علائم داخلی که سلولهای دیگر در کنترل آنها هستند، پیروی نمیکند و به جای هماهنگی با سلولهای دیگر خودسرانه عمل میکند.
بدخیم شدن سرطان
وقتی سلول " جهش یافته " تقسیم میشود ، به 2 سلول جدید " جهش یافته " تبدیل میگردد و این فرآیند به همین ترتیب ادامه مییابد تا همان یک سلول موذی به تودهای از سلولها که تومور نامیده میشود، تبدیل میگردد. گاهی این تومورها ، خوش خیم بوده و رشد نمیکنند. ولی در صورتی که سلولهای تومور رشد کنند و تقسیم شوند و سلولهای طبیعی اطراف خود را از بین ببرند و به نقاط دیگر بدن هم دستاندازی کنند، تومور بدخیم محسوب میشود. بزرگترین خطر تومورهای بدخیم ، توانایی آنها در حمله به بافتهای سالم و پخش شدن در بدن است و این همان متاستاز سرطان است. هر چه تومورها رشد کنند و بزرگتر شوند، جلوی رسیدن مواد غذایی و اکسیژن را به سلولهای سالم میگیرند و با پیشرفت سرطان ، سلولهای سالم میمیرند و عملکرد و سلامت بیمار از بین میرود. اگر جلوی این فرآیند گرفته نشود، سرطان به مرگ میانجامد.
علائم هشدار دهنده سرطان
* خونریزی غیر طبیعی در هر نقطه از بدن.
* پیدایش هرگونه توده سفت سلولی در زیر پوست، مثلا در سینه یا نقاط دیگر.
* پیدایش زخمی که به آسانی بهبود نمییابد (بویزه در اطراف زبان ، دهان و لبها).
* سوء هاضمه دائمی
* تغییراتی در وضع خالها یا زگیل از قبیل تغییر رنگ ، بزرگ شدن ، خارش ، دردناک شدن و یا خونریزی از آنها که به مدت طولانی ادامه یابد.
* پیدایش آشفتگی در اعمال رودهها یا مثانه که با درمانهای عادی بهبودی نیابد.
* سرفه ، گرفتگی صدا و یا مشکل شدذن عمل بلع به مدت طولانی.
* اگر هر یک از این علائم فوق بیش از دو هفته ادامه یابد، باید بیمار تحت بررسی تخصصی قرار گیرد. البته در بشتر موارد این علائم حاکی از وجود سرطان نیستند.
انواع سرطانها
اغلب سرطانها به سه دسته عمده تقسیم میشوند:
کارسینوم : شامل سرطانهایی میشود که از سلولهایی که سازنده پوست هستند (مثل سرطان پوست) و یا لایه داخلی اعضا را میپوشانند (مثل سرطان ریه) و یا سازنده غدد هستند (مثل سرطان سینه) منشا میگیرد.
سارکوم : این دسته سرطانهایی هستند که از بافت همبند مثل غضروف ، استخوان و ماهیچه منشاء میگیرند. از اینرو سرطان استخوان یا سرطان ماهیچه را در هر نقطه از بدن سارکوم میگویند.
لوسمی و لنفومها : شامل سرطانهایی است که از سلولهای تشکیل دهنده خون و سلولهای ایمنی منشاء میگیرند.
در کشورهای غربی ، سرطان پوست شایعترین سرطان است و پس از آن سرطان سینه ، ریه ، پروستات ، روده بزرگ ، مثانه و رحم قرار دارد.
راههای پیشگیری
پیشگیری اولیه از سرطان با اجتناب از عامل مسبب یا مصرف مادهای که مانع از پیدایش فرایند بدخیمی میشود ، صورت میگیرد و شامل اقداماتی برای کاهش خطرات شیوه زندگی (اجتناب از توتون ، مصرف غذاهای کم چرب و غنی از فیبر ، استفاده از کرم ضد آفتاب) و مصرف عوامل پیشگیری شیمیایی است. عوامل پیشگیری شیمیایی داروها یا ریز مغذیها (مواد معدنی یا ویتامینها) هستند. عوامل زیر نیز در پیشگیری از سرطانها موثرند.
عدم استفاده از مشروبات الکلی و دخانیات.
صرف غذاهایی که به صورت آبپز تهیه میشود.
عدم استفاده از غذاهایی که آثار سوختگی در آنها نمایان است.
استفاده از سبزیجات و انواع میوهها
استفاده کمتر از گوشت قرمز
رعایت کامل امور بهداشتی
درمان
امروزه اکثر سرطانها درمان قطعی ندارند اما برای جلوگیری از رشد و پیشرفت آنها از روشهای جراحی ، پرتو درمانی ، شیمی درمانی ، هورمون درمانی ، پیوند مغز استخوان و ... استفاده میشود. البته یافتههای جدید زیست شناسی سلولی تومور در روشهای درمانی ترکیبی طی یک برنامه هماهنگ مورد بهره برداری قرار میگیرند.
منبع:دانشنامه رشد ایران