امروز اربعینی است که می گویند کاروان زینب در بازگشت از شام در چنین روزی بر مزار شهدای کربلا می آیند.
کاروان در ظاهر شکست خورده ای که اسرای آن از دختران و زنان - به دربار فاخر یزیدی برده شدند تا غلبه و پیروزی خود را به رخ همه بکشند غافل از اینکه دست تقدیر انتقال پیام بزرگ این حرکت تاریخی حسین (ع) و یارانش را در دستان این قافله از اسرا گذاشته است .

اربعین هر چه هست نمادی است از انتقال پیام عاشورا و نخستین لرزه های پیام از کاخ سبز شام و به دنبال خطابه های روشنگرانه حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) شروع میشود و می آموزد شیعه اگر مکتب قیام و مبارزه و شهادت است دارای محتوای غنی از مفاهیم روشنگرانه است که اگر دشمنان فرصتی بدهند این پیام به گوش جهانیان برسد ، کار به کربلا نمی کشد.
امروز مائیم و رسالت پیام زینب در جهانی که تشنه این محتوای غنی و آزادیبخش است و دشمنی که همچنان بر بوقها می دمد و بر طبلها می کوبد تا این صدا محو و نابود شود.
کمابیش در جریان کش و قوس بازی خاتمی با موضوع آمدن یا نیامدن میرحسین موسوی به صحنه انتخابات دهم ریاست جمهوری هستید . آقای خاتمی اخیرا" گفته بود که یا میرحسین موسوی می آید یا من و همچنین اعلام کاندیداتوری خود را در شرایط احساس تکلیف و یا علیرغم میل خود مطرح کرده است و چنین القاء می کند که خلاء حضور میرحسین موسوی را می خواهد پر نماید.
در یک نگاه به نظر می رسد که اعلام کاندیداتوری خاتمی با این مقدمه چینی ها برای اعلام انصراف است تا موسوی از تخریب قبل از تبلیغات در امان بماند .
اما اخیرا" نامه ای از میرحسین موسوی به خاتمی بعد از اعلام کاندیداتوری ایشان داشتیم که به نحوی از اعلام تردید برای موسوی گلایه کرده بود ایشان قید کرده اند که تا اردیبهشت باید منتظر ماند.
به هر حال به نظر می رسد هم خاتمی و هم طرفدارانش ترجیح می دهند آرای موسوی را به نحوی برای خود داشته باشند . آیا موسوی مورد بهره برداری این بازی قرار خواهد گرفت؟
بازهم مثل همه انتخابات گذشته با نزدیک شدن به فصل انتخابات تب میرحسین موسوی بین فعالین انتخاباتی بالا گرفته است.واقعیت این است که میرحسین موسوی بعنوان آخرین نخست وزیر و امین و مورد اعتماد حضرت امام خمینی در سالهای اخیر مورد بهره برداری گروههای خاص در مبارزات انتخاباتی برای نزدیک شدن به اعتماد مردم قرار می گیرد.گفته میشود میرحسین موسوی اگر کاندیدا شود بدون نیاز به تبلیغات رای بالایی خواهد آورد و درک همین واقعیت برخی ها را تحریک می کند که با برخی حرفها و موضع گیریها بنام تکریم و تعظیم این بزرگوار دنبال تفهیم این نکته به خلق الله هستند که ما در کنار میرحسین موسوی هستیم .
نکته ای که در این رابطه باید بدان توجه کرد این است که این افراد و گروهها و نشریاتشان چرا در فواصل زمانی بین انتخابات چرا هرگز سخن از ایشان نگفته و به انعکاس نظرات و دیدگاههایش نمی پردازند تا جامعه از آن بهره مند شود؟چرا وقتی در موقعیت قدرت و حکومت قرار گرفتند از میرحسین موسوی استفاده نکردند و یا خواستند و ایشان قبول نکردند؟ این سوالی است که خوب است جواب روشنی بدان داده شود.
این روزها زیرکانه تیتر می زنند که خاتمی می گوید من یا میرحسین موسوی یکی خواهیم آمد و این یک نوع تساوی بین این دو را در ذهن مخاطب تداعی می کند. و یا یکی اخیرا" گفته بود که در صورت آمدن خاتمی حتما" میرحسین موسوی معاون اول ایشان خواهد بود.با طرح این سوال و درخواست جواب واضح فکر می کنم راه خیلی از سوء استفاده ها بسته شود که شاید شما بزرگترین خواسته تان استفاده از ایشان در ساز و کارتان باشد اما آیا ایشان این را می پذیرد؟
یک سایت خبری در یادداشتی با عنوان "آقای سلحشور؛ اعلام برائت فرمایید" از کارگردان یوسف پیامبر خواسته است، پاسخ صریحی به این سؤال بدهد که "چرا در قسمتهای اخیر بر سکانسهای سفرهای استانی نقش اول در سرزمین مصر این قدر تاکید شده است؟
این در حالی است که کارگردان یوسف پیامبر(ع) پیشتر در مصاحبه ای با ایرنا تاکید کرده بود اساساً طرح مجموعه یوسف پیامبر در دوره ریاست جمهوری خاتمی تأیید و درسال 81 تولید آن کلید خورد.
دیشب مراسم تحلیف آقای باراک حسین اوباما - رئیس جمهور جدید آمریکا بود . نمی دانم تا چه حدی در جریان صحبتهای ایشان در این مراسم بودید.اوباما چه تغییری می تواند ایجاد کند که اینهمه امواج جهانگیر ایجاد کرده است؟
او چنان از تاریخ آمریکا صحبت می کرد که انگار سابقه تاریخی و تمدن این کشور پایه گذار تمدن جهان بوده است. آمریکا از لحاظ پیشینه خدماتش به جهان چیزی برای گفتن ندارد و هرچه دارد مرهون نتیجه تغییرات قدرت در جنگ جهانی دوم است.از بدو رشد و پاگیری نظام سرمایه داری آمریکا و گسترش آن در جهان جز رابطه استعماری و جذب منافع خود و ساکنان مهاجرش از امکانات و منافع سایر کشورها ارمغانی برای جهان نداشته است.به هر حال آمریکا به نظر می رسد هیچ تغییری نمی کند و همچنان می خواهد با تاکتیکهای جدید و کنار گذاشتن روشهای ناکارآمد گذشته منافع خود را و اهداف خود را دنبال کند و ایجاد موجی از امیدهای واهی برای تغییرات در آمریکا نزد جهانیان یکی از نیازهای آنها برای اعمال تاکتیکهای جدید است.
امیدواریم در پیچ و خم این قبیل چرخش و تغییر قواعد بازی مسئولین کشورمان حداکثر استفاده را برای تامین منافع کشورمان در فضای بین المللی ببرند. واقعیت این است که جهان کنونی و قدرتهای بازیگر آن قاعده بازی را بر واقعیتها گذاشته اند و حرکتهای آنها تحت تاثیر میزان توانائی های طرف مقابل است و لازم است قوی بشویم و با اقتدار ظاهر بشویم تا حرف برای گفتن داشته باشیم .تا وزن خود را بالا نبریم انتظار زیادی نباید داشته باشیم تا دیگران کاری برایمان بکنند.