عدالت چیست ؟
یکی از اصول اصلی مکتب شیعه و هم تراز توحید و نبوت و معاد است و نص صریح آیه نورانی قران که " بالعدل قامت السموات و الارض "
هیچ انسان سالمی پیدا نمی شود که عدالت خواه نباشد اما مهم این است که نوبت عمل و مصداق که می رسد ، انسانها اغلب منافع خود را در جایگاه حق و عدل قرار داده و موانع آن را ظلم تلقی می کنند .یعنی اغلب مردم بدست آوردن آنچه را می خواهند عین عدالت و دست نیافتن به آنرا عین ظلم می پندارند .
تعاریف و توجیهات مختلف در موارد گوناگون برای عدالت در امور اجتماعی بکار می برند اما به نظر بنده اگر راست و صریح بگوییم ، عدالت این است که هرکه دسترنج بیشتر= دستمزد بیشتر .
در مملکت تشیع شعار ما که همگی دم از عدل علی (ع) می زنیم ، اوضاع دقیقا" عکس این است و این نشان می دهد که چقدر از شعار تا عمل فاصله دازیم .
محرومترین افراد جامعه ما کسانی هستند که آثار کار و عمری تلاش و زحمت در پینه دستهایشان نقش بسته است . کارگران و کشاورزان ما که چرخهای سنگین کار و تولید و رزق و روزی ما با دست و بازوی آنها می چرخد اما متاسفانه نه بیمه درست و حسابی دارند و نه بازنشستگی و ازکار افتادگی و نه درآمد چندانی که قوت لایموت خود و فرزندانشان را کفایت کرده و آذوقه و پس انداز فردای پیری و ازکارافتادگی انها باشد و هرگاه فردی از این قشر زحمتکش و مظلوم دچار مشکل شده و یا فوت نماید ، خانواده و بازماندگان تحت تکفلش زیر چتر حمایتی کمیته امداد می روند تا به رغم توصیه و تعالیم ائمه و دین ، مختصر کمک و حمایت خود را بعد از هزار شگرد تبلیغاتی و درشت نمائی به دست آنها برساند .
تامین اجتماعی ما چقدر توانسته است به وظیفه و رسالت خود عمل نموده و اجتماع ما خصوصا" این اقشار آسیب پذیر را در مقابل آسیب این بحرانها تامین و حمایت کند ؟
عدالت تنها یک شعار نیست بلکه اعتقادی است که باید جامعه را به عمل وادارد .
عدالت آن است که معادلات و موازنه های اقتصادی و اجتماعی ما چنان تنظیم شود که هر کسی دسترنج بیشترباید دستمزد بیشتر .
آیا تاکنون به کارگرهای شهرداری که در رکاب عقب محل بارگیری زباله کامیون شهرداری در سرما و گرما بصورت ایستاده سوار شده و یا دنبال این ماشین برای جمع آوری زباله می دوند نگاه کرده ای ؟
آیا تاکنون به نوجوانان کم سن و سالی که گونی های چندبرابر چثه خود از زباله های بازیافتی را بر دوش کشیده و حمل می کنند را با دقت نگاه کرده ای ؟
در روز کارگری که می آید ، از نگاه اینان به مفهوم عدالت نگاه کن و بگو عدالت چیست ؟
جواب تو به این سوال هر چه باشد میزانی بر عدالت و انصاف توست .
عدالت چیست ؟
سیمای پرستار
این مطلب واگویه مختصری است از انبوه درد دلهای جامعه پرستاری
پرستاری در جامعه ما بیمار است . آری این واقعیتی است تلخ که عصاره کلام پرستاران و نتیجه تجزیه و تحلیلها و نقد و ارزیابی های کارشناسی صاحب نظران پرستاری است که در یک کلام مختصر خلاصه کرده ایم .
اگر فرهنگ سازان جامعه ما قبول کنند که پرستار یک نیروی کارشناس و تحصیل کرده در سطح لیسانس و بالاتر بوده و علاوه بر تجارب بالینی ارزشمندی که دارد ، دروس عملی و تئوری اختصاصی این حرفه و رشته را در حد کارشناسی نیز گذزانده است ، می خواهم خطاب به این قشر تاثیر گذار بگویم که همه پرستاران از ابتدای امر می آموزند که پرستاری ترکیبی از علم و هنر و شغل است . در راستای توسعه و تخصصی شدن حرف و مشاغل مختلف در جامعه و به موازات پیشرفت علوم پزشکی در جامعه نیاز مبرم احساس می شد که پرستاری از حالت و شکل عامیانه و ساده خود که شامل یک دلسوزی ساده بر بالین بیمار و تر و خشک کردن آن بود خارج گردیده و پرستار مهارت و دانش لازم برای درک مفهوم کلان سلامت در بعد فردی و اجتماعی را درک و تجزیه و تحلیل نموده و در زمینه حفظ و توسعه آن راهکارها و مداخلات علمی و کارشناسی را بکار ببندد .
پرستاری به بالین بیمار خلاصه نمی شود اما بخشی از کارویژه پرستار که پرستاری بالینی است ، خود علم و مهارت و تخصص آشنائی با شاخه های مختلف علوم پزشکی و آشنائی با داروها و روشهای درمان و بکارگیری لوازم و تجهیزات پزشکی در رابطه با پروسیجرهای مختلف تشخیص و درمان و بازتوانی و حمایتی می باشد .
کمتر حرفه ای را می توان پیدا کرد که به اندازه پرستاری به معنی نوین و امروزی آن نیاز به اطلاعات و معلومات گسترده علمی درزمینه های روانشناسی و ارتباطات گرفته تا شاخه های مختلف علوم پزشکی اعم از شاخه های پاراکلینیکی و مداخلات درمانی و مراقبتی و حمایتی داشته باشد .
امروزه در امر درمان، دیگر فرد درمانگر مطرح نیست بلکه در سیستمهای پیشرفته درمانی از تیم درمان نام برده شده و در این تیم به علت جایگاه ویژه پرستاری، نقش هدایت این تیم به پرستار داده می شود . در واقع پرستار پل ارتباط اعضای تیم درمان بوده و با پیگیری مسیر درمان و ارتباط دادن اعضا ، نقش راهبردی را در این زمینه ایفا می کند .
حال خارج از معایب فراوان وارد بر سیستم بهداشت و درمان کشورمان که در نهایت ما را به این نتیجه که" پرستاری در جامعه ما بیمار است " می رساند ، رسانه ها و فرهنگ سازان جامعه ما چه تصویری از پرستار در فرهنگ عمومی جامعه ایجاد می کنند ؟
کافی است نیم نگاهی به فیلمها و سریالها و گزارشهای تلویزیونی مرتبط با بیمارستان و پرستار داشته باشیم . کدامیک از ویژگیهای مهارتی و تخصصی و علمی و حرفه ای پرستار در این تصویر سازیها نمود پیدا می کند؟ غیر از اینکه در ایستگاه پرستاری ، محل اتاق و تخت بستری بیمار را به مراجعین نشان می دهد و یا اعلام کند که وقت ملاقات تام شده است و یا هرگاه بخواهند نقش فرشته ای پرستار را در مناسبت روز پرستار به او بدهند به شکل اغراق آمیزی او را فرشته نجات و مامور حل و فصل تمامی مشکلات زندگی فردی بیمار و خانواده او از قبیل مسائل اقتصادی و خانوادگی و حقوقی و غیره ... نمایش دهند به شکلی که تمام وقت و زندگی و کار خود را تعطیل و دربست پیگیر این قبیل مسائل تا سرحد ماجراجوئی بشود
پرستاران در بیمارستان علیرغم وضعیت کار در وضعیت رقت بار از نظر حجم سنگین وظایف محوله در جایگاه نامناسب اجتماعی قرار دارند زیرا پرستاری جبهه مقدم مواجهه با مشکلات و نارسائی های سیستم با جامعه است . لذا مراجعین بیمارستان که اغلب در شرایط نامناسب روحی و جسمی و عاطفی قرار دارند ، در مواجهه با مشکلات و نارسائی هایی قرار می گیرند که از دست پرستار خارج است و مردم یا کلا" این موضوع را نمی دانند و یا حداقل در آن شرایط خاصی که قرار دارند ، به چند و چون آن فکر نمی کنند لذا اغلب تصویر ذهنی مغشوش از پرستار را در ذهن خود جای می دهند .
تصویر سازی غلط رسانه از پرستار و پرستاری نه تنها به رفع این معضل کمک نمی کند بلکه توقعات غلط و نابجائی را در مردم ایجاد می کند که نه تنها در چنین مواجهه ها کمک کننده نیست بلکه مشکل موجود را بیشتر و شدیدتر می کند . نواقص و نارسائی های کمبود شدید نیروی انسانی پرستاری به تناسب تعداد مراجعین و نواقص و کمبودهای امکانات و تجهیزات و نارضایتی های ناشی از مقررات و ضوابط غلط که باعث تشویش و سرگردانی و اضطراب خانواده بیمار در پیگیری امر درمان بیمارشان می گردد و عدم حضور به موقع پزشکان و نارسائی برنامه درمان تجویزشده از طرف پزشکان و همه و همه از نظر مراجعین به حساب قصور پرستار نوشته می شود . وارد شدن در این قسمت از موضوع خود بحث مفصلی را می طلبد که خارج از موضوع و حوصله این نوشتار است اما بطور کلی باید بگویم که سیمای ما سیمای پرستار را نمی شناسد تا بشناساند و لازم است برنامه سازان ما و نویسندگان و عوامل موثر در طراحی این برنامه ها قبول زحمت نموده و از طریق منابع رسمی از قبیل انجمنها و تشکلهای علمی و صنفی پرستاری و نظام پرستاری و نشست مشترک با اساتید این حرفه و دانشجویان دوره های تخصصی پرستاری ، درک و شناخت صحیح و مناسب از پرستاری به دست بیاورند تا در ارائه برنامه ها و تصویرسازی از پرستاری چنین دچار اشتباه نشده و بیش از این به این حرفه مظلوم و در واقع مقدس جفا روا ندارند .
کریم عابدینی
وبلاگ دلگویه پرستار
www.abedinikarim.blogfa.com