تبليغاتX
دلگویه ها

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

+ نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 12:17 توسط کریم عابدینی |

همزمان با طرح لایحه هدفمند کردن یارانه ها در صحن علنی مجلس تب یارانه ها نقل محافل کارشناسی و غیرکارشناسی شده و نه تنها رجال سیاسی و اقتصادی بلکه مطابق عرف معمول جامعه شاهد ارائه نظرات عمومی در این زمینه هستیم.

چیزی که همگان بدان تاکید دارند این است که این لایحه مهم و حساس و تاثیرگذار بر زندگی جاری همه مردم است و همزمان با تاکید کارشناسان و اهل نظر از رجال سیاسی گرفته تا اقتصاددانها بر اجتناب ناپذیر بودن این اقدام که عنوان جراحی اقتصادی را در مورد آن بکار میگیرند - عامه مردم با نگاه تردید و ترس و اضطراب به این قضیه نگاه میکنند.

جراحی اقتصادی

همین نگاه بدبینانه و نگرانی مردم خود یکی از عوامل ایجاد تورمی خواهد بود که به آن تورم انتظاری میگویند .

این قانون را چه هدفمند کردن یارانه ها بنامیم و چه حذف یارانه ها بگوییم توجه ما را به این مهم معطوف میکند که هدف و فلسفه اصلی یارانه ها چه بوده و برای چه منظوری یارانه ها ایجاد شده اند؟

بدیهی ترین پاسخ به این سوال ساده و ابتدایی اما مهم حمایت از اقشار ضعیف و حمایت از آنها در تامین ضروریات و مایحتاج معیشت خود می باشد.مردم در شرایطی که قدرت خرید کمی دارند نیاز به حمایت پیدا میکنند و در سیستم اقتصادی که یارانه ها آنرا در بر گرفته است هیچ چیز واقعی نیست و طراحان این طرح می خواهند قیمتها را به سمت واقعی شدن پیش ببرند.

حال که جهت گیری به سمت واقعی کردن قیمتهاست نباید از پایین بودن قدرت خرید مردم غافل ماند خصوصا" که در سیستم اقتصادی عجین به یارانه کشورمان در سالهای سال نه تنها قیمتها واقعی نیست بلکه دستمزدها هم واقعی نیست.

اینک اگر بخواهیم یک طرف معادله که قیمتهاست به سمت واقعی شدن ببریم و طرف دیگر که دستمزدها بوده و همراه با قیمتها تعیین کننده قدرت خرید مردم است را فراموش کنیم در واقع فشار زیاد و غیر قابل تحملی را بر مردم هموار نموده ایم .بدیهی است که واقعی کردن دستمزدها در سیستم اقتصادی به بالا رفتن قیمت تمام شده محصولات و خدمات منجر خواهد شد و این بالا رفتن متقابل و پله پله نرخها تورمی را تعیین میکند که اضطراب آن تن قشرهای ضعیف و کم توان را میلرزاند و چه بسا تغییرات فاجعه باری را بر برخی از زندگی ها تحمیل کند.

ما نیز که نه متعلق به سیاسیون و اقتصاددانها و خواص بلکه از درون توده های مردم ضعیف و کم توان جامعه هستیم ضمن ابراز نگرانی از تبعات منفی این جراحی بزرگ اقتصادی امید و انتظار داریم که تصمیم گیران امور و نمایندگان ملت بیش از این مراقب وضعیت معیشت بخور و نمیر این مردم بوده و از وارد نمودن شوک و نوسانات نفس گیر در زندگی آنها اجتناب کنند.

در صورت واقعی نمودن دستمزدها و قیمتها پابه پای هم از یکسو و کنترل آن بصورت رقابتی در بازار کار و سرمایه و تولید و افزایش بازده تولیدات می توان امیدوار بود که اقتصاد از چنبره رانت خواری ها و ناکارآمدی سیستمهای انحصاری خارج و در ریل تولید ثروت و رفاه برای جامعه قرار بگیرد اما ذکر این نکته خالی از فایده نیست که بدانیم گاهی عوام جامعه در برخی از مسائل درک بالاتری از خواص و سیاستمداران دارند و این نگرانی مردم و بدبینی آنها نسبت به برنامه پیش رو برای یارانه ها اگر از این دست مسائل باشد چشم انداز خوبی از خروجی اجرای آن به نظر نخواهد رسید.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 18:43 توسط کریم عابدینی |

خبر آنلاین در بخش جامعه / سلامت خود مطلبی دارد تحت عنوان " پرستاران همچنان در انتظار اجرای لایحه که مصاحبه ای با دکتر شاهرخ رامین عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس انجام داده است.

مطلب با این مقدمه شروع میشود:

سپیده سعیدی: کمیسیون بهداشت و درمان مجلس پیش از این در راستای بهبود وضعیت کار پرستاران اقدام به مطرح کردن لایحه‌ای با عنوان طرح افزایش بهره‌وری پرسنل بالینی نظام‌پزشکی کرده بود که البته تاکنون این لایحه در دست اقدام هنوز بی‌نتیجه مانده است و گویا وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی فرصتی برای پرداختن به آن پیدا نکرده است. این در حالی ‌است که پرستاران با شرایط نامناسبی حین خدمت روبه‌رو هستند و در بسیاری از مواقع این نابسامانی‌ها به بیماری آنها می‌انجامد. دکتر شاهرخ رامین عضو و سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با اعلام این خبر که مدتهاست که در این لایحه به دنبال شرایط بهتری برای پرستاران هستیم اضافه می‌کند که در حال حاضر پرستاران در کشور ما در شرایط بسیار دشواری به بیماران خدمت می‌کنند و به معنای واقعی از جان گذشته هستند.

جالب است در ادامه مطلب خبرنگار از این نماینده محترم و عضو کمیسیون سئوال میکند:

- مجلس پیگیر نیست که چرا اجرا نشده است؟

جناب آقای دکتر شاهرخ در جواب خیلی راحت می فرمایند:

- مجلس قانونگذار است نه مجری و اجرای قوانین وظیفه وزارتخانه است و دولت.

حال سخن اینجاست که آیا واقعا" این نماینده محترم اطلاع ندارند که علاوه بر تصویب قانون - نظارت بر اجرای آن نیز از وظایف و شئون مجلس می باشد؟

نظارت جزو وظایف ذاتی مجلس است  و این جنبه از کارکرد این مجلس را در طی سالهای گذشته بارها و بارها در مسائل مختلف همگی دیده ایم اما متاسفانه نمود این شان از مجلس در مسائل و جنجالها و دعواهای سیاسی بوده تا این قبیل مسائل.

ما در سال گذشته شاهد بودیم که تعلل دولت در اجرای مصوبه ای منجر به مکاتبه رئیس مجلس با رهبری و مداخله صریح رهبری گردید که اجرای قوانین مصوب که مسیر قانونی تصویب را طی کرده باشند لازم الاجراست اما قوانین معطل مانده ما بعد از سالها چشم انتظاری تصویب یا اجرا نمیشوند و یا در اجرا به شکلی در میایند که نقض غرض گردیده و فایده ای از اجرای آن حاصل نمیگردد.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 0:7 توسط کریم عابدینی |

یا صادق آل محمد(ص)

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 16:21 توسط کریم عابدینی |

نامه سرگشاده دلگویه ها به:

- ریاست محترم مجلس شورای اسلامی ایران

- وزیر محترم بهداشت و درمان و آموزش پزشکی

با عرض سلام و ادب

احتراما" بدینوسیله مراتب نارضایتی خود و همکاران پرستار خود را بابت تعلل و تاخیر غیر قابل قبول در اجرای قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی ، تحت عناوین قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری و همچنین قانون ارتقاء بهره وری خدمات بالینی به استحضار رسانده و استدعا داریم برای احقاق بخشی از حقوق نادیده گرفته شده قشر پرستار در رده های مختلف این شغل شریف و همچنین صیانت از اعتبار قانون و مراکز قانونگذار نزد افکار عمومی جامعه خدوم پرستاری و در عمل به صریح دستور مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه قوانینی که مسیر قانونی تصویب را طی نموده باشند لازم الاجرا می باشند ، ترتیبی اتخاذ فرمائید تا با ابلاغ دستورالعمل اجرایی این مصوبات که تامین کننده بخشی از مطالبات برحق پرستاران و نیروهای زحمتکش بالینی کاری است که در شیفتهای مختلف کاری شب و روز و تعطیل و غیر تعطیل و در سختترین شرایط و با حجم کاری بسیار بیشتر از تمام استانداردهای موجود ملی و بین المللی به انجام وظیفه می پردازند، موجبات ارتقاء انگیزه و رضایت شغلی و همچنین ارتقاء بهره وری خدمات ارائه شده را فراهم فرمائید.

ناگفته پیداست که عدم تحقق شعارهای عدالت محوری و تناقض فاحش و ملموس درعمل و شعار مدیران و مسئولین و متولیان امور که نمود بارز آن برای جامعه پرستاری در تیترهای درشت نشریات و جنجالهای رسانه درسالهای اخیر برای بزرگ نمایی مزایا و تسهیلات فراهم شده برای این قشر و ناچیز بودن تاثیرات و تغییرات ادعایی بر شرایط کار و درآمد آنها و حل مشکلات و معضلات شغلیشان ، موجبات دلسردی و سلب اعتماد عمومی را در میان این لایه مهم و تاثیر گذار بدنه اجرایی سیستم سلامت کشور فراهم نموده و بالعینه شاهدیم که همکاران در مواجهه با انتشار اخبار صنفی مشابه ،با عبارت "دو صد گفته چون نیم کردار نیست" ، از کنار آن با بی تفاوتی گذشته و تصور غالب ما بر این است که تصمیم سازان و مدیران و مسئولان مربوطه قادر به درک و لمس اشکالات موجود و کمبودها و نیازها ی عرصه عمل و اجرا و بالین نیستند و از همین روست که هر روز شاهد تحریک توقعات جامعه بدون تامین و فراهم نمودن بسترهای پاسخگویی و در نتیجه افزایش نارضایتی مراجعین هستیم .

امید آن داریم که با اجرایی شدن قوانین مذکور به بهترین نحو و شکل که پیگیری کنندگان و قانونگزاران از آن انتظار داشتند، به انتظار سیستم بهداشت و در مان کشور و دلسوزان نظام سلامت پاسخی درخور و شاهد به بار نشستن تلاش و انتظار چندین ساله جامعه پرستاری و متولیان پیگیری مسائل صنفی آن در نظام پرستاری کشور باشیم.

کریم عابدینی- وبلاگ دلگویه پرستار

www.abedinikarim.blogfa.com

 

+ نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 14:1 توسط کریم عابدینی |

جمعه فقط یک بهانه است آقا

              دلتنگی روز و شب ندارد

السلام علیک یا صاحب الامر و الزمان 

+ نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388ساعت 8:40 توسط کریم عابدینی |

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 14:35 توسط کریم عابدینی |

همانطور که پیش بینی میشد روز قدس امسال حواشیی را با خود به همراه داشت اما این حواشی در مقایسه با متن بیکران مردم بسیار ناچیز و غیر قابل اعتنا بود.

بنده خود از ساعت ۱۰ صبح از تقاطع خیابان آزادی - اسکندری به منظور مشاهده حداکثری حوادث و حواشی با جمعیت همراه شدم . در تقاطع جمالزاده و از همان اوایل کار تعدادی که شاید ۱۰۰ یا فوقش ۱۵۰ نفر میشدند با نشان سبز رنگ و به صورت دسته جمعی وارد شده و با سوت و کف شعارهای انحرافی توجه حاضرین را جلب میکردند .جمعیت راهپیمایان با کمی تاخیر از ساعت اعلام شده در خیابانها حاضر شدند و تقریبا" ۲۰ دقیقه ای این جمع به رفتارهای تحریک آمیز خود ادامه میدادند که با حضور مردم و شعارهای متقابل و افزوده شدن لحظه به لحظه مردم در کنار این ماجرا راهپیمایان - افراد این گروه برخیها نشان سبز خود را باز کرده و داخل مردم رفتند و بقیه هم  در مقابل مردم مجبور به حرکت به جمالزاده شمالی شدند .

ماجرای این نقطه تقریبا" در همین حد خاتمه یافت و اگر هم تداوم داشت از مسیر راهپیمایی دور و در قسمتهای بالای جمالزاده شمالی بود.

ما به سمت انقلاب و تا تقاطع ولیعصر حرکت کردیم این فاصله از مسیر در ساعت ۱۱ تا ۱۱:۳۰ که ما رفتیم هیچ خبرغیر عادی نبود و موج جمعیت بصورت عادی شعارهای ضد آمریکا و ضد اسرائیل و حمایت از فلسطین و قدس میدادند.

خیابان ولیعصر تا میدان ولیعصر در این ساعت زمانی کمی خلوت بوده و حضور نیروی انتظامی پررنگتر به نظر میرسید.

میدان ولیعصر ازدحام راهپیمایان به چشم میخورد و در خیابان کریم خان به فاصله 100 متری میدان ولیعصر جمعی از گروه سبز تجمع داشته و شعارهایی متفاوت میدادند .و هرگاه گروههای مردمی یکصدا بر علیه آنها شعارهایی مثل مرگ بر منافق و ووو... سر میدادند به حدی که صدایشان در میان جمعیت گم میشد دستهای خود را بالا گرفته و کف میزدند.

تقابل مردم با این گروه که چند صد نفری میشدند خیلی نزدیک و جدی بود و بیم درگیریهایی بود که بصورت پراکنده گاهی دیده میشد . در این شرایط نیروی انتظامی بین این دو گروه حایل شده و جمع مذکور تا تقاطع حافظ با شعارهای مردم بدرقه شدندالبته در ماجرای این محل که مقداری هم به طول انجامید مدتی توقف نموده و وقتی احساس کردیم اوضاع رو به عادی شدن میرود محل را ترک کردیم.

ساعت حدود ۱ بود ما به سمت محل اقامه نماز از مسیر بلوار کشاورز حرکت کردیم . زمین در اثر بارندگی شدید و گذارایی که دقایقی قبل اتفاق افتاده بود خیس بود و جمعیت نمازگزار از خیابان فلسطین به بلوار کشیده شده بود مسیر را برای یافتن محلی مناسب ادامه دادیم صفوف نماز از وصال به حجاب کشیده شده بود در این محل شاهد دسته های چند ده نفری جمعیت سبز بودیم که در چند گروه و پشت سر هم که گویا از کارگر شمالی به بلوار رسیده بودند به صفوف مردم رسیده و مسیر خود را در خیابان حجاب تغییر داده و به سمت بالا هدایت شدند. قبل از حضور ما چند گروه از این جمعیت این مسیر را طی کرده باشد نمی دانم اما در مدت حضور ما تا تخلیه کامل آنها از بلوار به حجاب حدود ۳ دسته چند ده نفری مشاده گردید که با فاصله کمی از هم و با همان وضعیت ظاهری گروههایی که در کریم خان بودند طی مسیر میکردند.در مسیر بلوار به حرکت خود ادامه دادیم و  طریق خیابان قدس هم بلوار کاملا" مملو از صفوف نمازگزاران بوده و در ضلع شرقی پارک لاله هم صفوف زیادی از نمازگزاران اقامه نماز میکردند. در نهایت مکان مناسب پیدا نکرده و موفق به اقامه نماز جمعه نشدیم و بخاطر مسدود بودن خیابان ۱۶ آذر با خانمهای نمازگزار مجبور شدیم از طریق خیابان کارگر به انقلاب برویم. وقتی به انقلاب رسیدیم نماز تمام شده بود و سیل خروشان جمعیت پراکنده میشدند.

موضوعی که در این راهپیمایی مهم بود و مشهود بود علاوه بر قلت جمعیت آنها و حاشیه باریکی مثل یک جوی در برابر یک دریا - جو نفرت عمومی مردم و عدم تحمل بخشهایی از مردم و راهپیمایان بود.

اگر این گروه سه ماه پیشتر با توهم گره خوردن به اقیانوس ملت به خیابانها می آمدند امروز به وضوح مورد نفرت مردم هستند که ذکر صحنه های موردی در مسیر باعث اطاله بیش از حد کلام میشود.

ماجرا گردانهای این حرکت به نظر من باید بنشینند و چرتکه بیندازند و در ادامه مسیر خود تجدید نظر کنند و بیش از این خود را از انقلاب و مردم طرد نکنند.

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 21:45 توسط کریم عابدینی |

روز قدس امسال با تدارک تدارکاتچی ها بی شک با روزهای قدس گذشته متفاوت بوده و حاشیه هایی خواهد داشت و به وضوح این سوال در بین افراد به گوش میرسد که چه اتفاق خواهد افتاد؟

حضور همه قشرهای جامعه با گرایشهای مختلف در این راهپیمائی که مختص قدس عزیز و ملت مظلوم فلسطین است امری مقبول بوده و امسال هم اگر طیفی از مردم با پوششی سبز در این حرکت ضد استکباری و ضد اسرائیلی شرکت کنند جای هیچ گونه ایراد و اشکال نخواهد بود زیرا مردم و نظام و مسئولین بعید به نظر میرسد که قصد مبارزه با رنگها را داشته باشند.

 غلظت این رنگ در ترکیب جمعیتی روز قدس بصورت ضمنی می تواند گویای این باشد که این جریان معترضی که افراطهای زیانبار زیادی را در این دو ماه و اندی مرتکب شده است چقدر از عقبه مردمی خود را به همراه دارد.

چیزی که برای افراد متعهد و دلسوز جامعه جای نگرانی دارد احتمال درگیری بین بخشهایی از مردم در این راهپیمایی به علت افراط و تفریطهای موجود در فضای ملتهب فعلی است که امیدوارم این امر واقع نگردد زیرا خطرناکترین بخش این قصه که این روزها برای مردم و جامعه فراهم نموده اند شکاف و نزاع بین مردم است .بهترین توصیه در شرایط فعلی حضور هوشیارانه و آگاهانه در این روز مهم که یادگار ارزشمند امام راحل برای نجات آرمان فلسطین است و پرهیزاز هرگونه تحریک عواطف سایرین که با گرایشهای متفاوت حضور می یابند.

 پاسدار حریم حرمت این روز و خانواده بزرگ ایران که در این راهپیمایی می آیند باشیم.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 7:7 توسط کریم عابدینی |

نماز جمعه این هفته تهران با عظمت و شکوه تمام به امامت مقام معظم رهبری برگزار شد و شدت هیجان و عشق و شوق را در خیابانهای اطراف در چشمان نمازگزاران روزه دار به خوبی میشد نظاره کرد.

نمازگزارانی که اغلب دیشب را تا سحر در مراسمات مختلف شب قدر احیاء داشته و امروز به عشق رهبر خود خواب و استراحت را از خود دریغ نموده و خیلیها از ساعتها قبل از شروع نماز صفوف داخل و برخی خیابانهای اطراف را پر کرده بودند.

نماز بی ولای او عبادتی است بی وضو

خطبه های رهبر از نظر محتوا همچون همیشه سنجیده و مدبرانه و جای برای سخن گفته و ناگفته نگذاشت .ارتباط روزهای اخیر با شهات مولا امیر المومنین و بازگویی مشکلات ایجاد شده در حکومت عدالت محور آن حضرت و بروز ذدشمنی های داخلی زیاده خواهان و قدرت طلبان و کج اندیشان و تحمیل نزاع و جنگهایی را علیرغم عدم تمایل علی (ع) به قتال و .... همگی تجانس عجیبی را در ذهن همه نسبت به ماجراهای اخیر کشورمان متبادر میکرد.

به نظر من تکلیف صحنه گردانان اختلاف و اغتشاش و ماجراجویان و حادثه سازان امر دیگری است اما حجت بر بخشهایی از مردم عادی که با هیجانات انتخاباتی تحت تاثیر جریان خاصی قرار گرفته بودند  تمام شد و رهبری به وضوح تفکیک و مشخص و معین نمودن که جنس این تحرکات با اختلاف سلیقه های داخل نظام متفاوت است.

قدرت طلبانی که سوژه انتخابات و موهومی بنام تقلب در آنرا مستمسک تحریک هیجانات ناشی از دسته بندیهای انتخاباتی قرار داده و بخشی از مردم و جامعه را سپر فزون طلبیهای خود قرار دادن باید بدانند که گذشت زمان به شدت به ضرر آنها بوده و هر روز با افشا شدن دروغ سازیهایشان اعتبار خود را در میان طرفداران سابق خود از دست می دهند.

اما چه زیباست سران غائله های اخیر از معنویت و نورانیت این ماه و شبهای باقیمانده رحمت مدد جسته و بدور از فضای مسمومی که خود خلق نموده و گرفتار و اسیرش شده اند دل را به خداوند ستار العیوب و غفار الذنوب سپرده و بیش از این دنیا و آخرت خود را تباه نکنند و به صراط هدایت و نورانیت برگردند .

دعای یکپارچه ما در این شبها از درگاه ربوبی دمیدن روح معنویت و مصون نگاه داشتن همه افراد جامعه خصوصا" جوانان عزیز از کید شیاطین و بیراهه رفتن هاست تا در سایه عزت و اقتدار روز افزون جامعه اسلامی و حکومت برخواسته از آن شاهد عزت و اقتدار روزافزون اسلام و مسلمین در برابر استکبار جهانی باشیم.

+ نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 15:47 توسط کریم عابدینی |

بیت حضرت آیت الله بهجت بنا بر وصیت خود حضرت آیت الله بهجت مقلدین آن مرجع راحل را به آیت الله علی صافی گلپایگانی ارجاء داده و اعلام کرده است که دفتر آیت الله بهجت زیر نظر حضرت آیت الله علی صافی گلپایگانی فعالیت میکند.

این مرجع عظیم الشان شیعه که از نظر سنی مسن ترین مرجع زنده شیعه می باشد برادر بزرگ آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی است که در حال حاضر بنا بر سابقه برخی فعالیتهای سیاسی به عنوان آیت الله صافی گلپایگانی شناخته میشود .

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 17:51 توسط کریم عابدینی |

کاروان آفرینش در مسیر تکاملی خود و در سیر زمان همچنان بسوی آینده ای پر رمز و راز در حرکت است و ما سرنشینان هوشمند این کاروان مبهوت از ندانستنها و فراموش کردنهای بسیار در خوشبینانه ترین حالت از آینده نگری افق دیدمان چند قدم جلوتر را نمی بیند و آن چند قدم هم چقدر از واقعیت ها بهره داشته باشد خدا میداند.

این کاروان پرشتاب هستی به سرعت عصرها و نسلها را در مینوردد و سرنشینان مست این قطار کودکی را به امید جوانی و جوانی را به امید بزرگی و توانمندی و روزها و سالها را به جستوجوی تمتعات بیشتر حیات پشت سر میگذارند .

اینکه خیلی فرصتها را از دست میدهیم و در غفلتی مدام و نسیانی از جنس خواب و مستی بسر می بریم شکی نیست که مولا امیر المومنین فرمود الناس نیام فاذا ماتوا انتبهوا و چه بیداری بدموقع و دیر هنگامی!!

اما قافله آفرینش در مدار سیر خود همه ساله از شب پر رمز و رازی به نام شب قدر عبور کرده و ظرفیتهای هستی به اندازه بلوغ و ظرفیت حیات در این شب در آن همچون روحی خدائی دمیده و فیض هستی بخش از طرف مبداء هستی و کمال و رحمت در هر موجودی به اندازه ظرفیت لیاقتش به او اعطا میگردد.

این شب پر رمز و راز که همواره از درک کیفیت و عظمتش محروم بوده ایم متعلق به امام عصر و زمان است که محل نزول ملائک و روح است و پیمانه های کوچک ما به اندازه گنجایشش از این دریای بیکران لطف هستی کسب فیض خواهد کرد.

یک سال در مسیر شدن به کدامین سو حرکت کردیم و چگونه خود را برای بهره جستن از فیض ماه رحمت آماده کردیم و در شبها و روزهای این ماه رحمت که مهمان خدا بودیم چه کردیم و اینک در این شب بی همتا کجای این ماجرا قرار داریم و این تصویری است از اینکه چقدر از فیوضات نازله این ماه برای یک سال مقدرات خود بهره می بریم.

آری قلب مبارک معصوم جایی است که تنزل الملائکه و الروح است و تمام تر و خشک هستی به مصداق لا رطب و لا یابس الا فی الکتاب المبین در این شب بر قلب مبارک صاحب الزمان نازل میشود و جهان ظرفیتهای جدید خود را در بستر سیر تاریخی خود به اذن و امر خداوند حکیم تکمیل میکند .

ما در این شب باید زنگار از صفحه دلهای خود بگیریم و بجای التماس تمتعاتی همچون پول و غذا و لباس و ماشین و خانه - از خدا بخواهیم ما را به خود وانگذارد و عاقبت به خیری را نصیبمان بگرداند .

برای نجات بشر از شر روز افزون و ظلم بی انتها در فرج منجی عالم تعجیل نماید و به ما توفیق و بینش و بصیرت حرکت در مسیر حق و حقیقت را عنایت کند.

دعا کنیم یاریمان کند تا لیاقت و شایستگی کسب کنیم که اگر لایق بودیم خداوند دریغ نمی کند.هر آنچه می خواهیم و نداریم لیاقتش را نداریم.اگر شایسته شدیم حتما" برخوردار میشویم و این از سفره رحمت و کرم خداوند چیز عجیبی نیست.

التماس دعا - دعایی که حلقه ارتباط هستی با هستی بخش و بزرگترین موهبت خالق بر مخلوق است.

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 4:45 توسط کریم عابدینی |

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 22:16 توسط کریم عابدینی |

روز وبلاگ نویسی پرستار
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 11:33 توسط کریم عابدینی |

در رابطه با سلطه صهیونیسم جهانی بر غولهای رسانه ای دنیا و جهت دهی فرهنگ و افکار عمومی با ابزارهای رسانه مثل هالیوود و استیلای خبری با آژانسهای خبری بزرگ و معتبر دنیا مطالب زیادی گفته شده و شنیده ایم.

مطلب جالبی در رابطه با سریال جومونگ محبوب مردم ایران در روزنامه جوان نوشته شده که بسیار جالب و خواندنی است.

روزنامه جوان نوشت:

 در اواخر مردادماه ۸۸ تب «جومونگ» تهران را فراگرفت و عده اى از خبرنگاران رسانه هاى مختلف به دنبال اين بودند كه با آمدن جومونگ به تهران سريعاً خود را به او رسانده و گزارش هاى مفصلى را براى رسانه هاى خود تهيه كنند.

 در سريال «افسانه جومونگ» جومونگ همچون موسى (ع) در خانه فرعون (امپراتور) رشد و نمو مى كند،با وى به مخالفت برمى خيزد و در نهايت مردم آواره را با گذراندن از رودخانه اى پهناور (كه گذرموسى (ع) از رود نيل را تداعى مى كند) به سرزمين خالى از سكنه (!) پدرانش يعنى چوسان قديم (ارض موعود) وارد مى كند.

 چوسان در ذهن عبارت «چو سان - jew sun» يعنى خورشيد يهود را متبادر مى سازد و ماجرا آنجا شگفت آور مى شود كه خورشيد در تورات، نماد ارض موعود يا سرزمين مادرى مى باشد! چوسان كه ارض موعود شد، منجى اين قوم - جومونگ - نيز راهبى يهودى مى شود (jew monk = راهب يهودى) و پايه هاى ابتدايى امپراتورى خود را در جو لبن (jew lebun = لبنان يهود) بنا مى كند. در اكثر واژه هاى كليدى اين افسانه كره اى، «جو» يا چيزى شبيه آن (كه دقيقاً با همين تلفظ، در زبان لاتين به معناى يهودى است) به كار رفته است. شايان ذكر است، لازم نيست دقيقاً املاى اين لغات صحيح باشد؛ چرا كه در عمل هم ممكن نيست. بلكه نويسندگان اين افسانه كوشيده اند از اسامى يا كلماتى بهره ببرند كه بيشترين شباهت را با اسامى و مفاهيم يهود داشته باشند و تلفظ مشابه آنها - نه الزاماً املا - اهداف صهيونيستى عناصر پشت پرده اين مجموعه را در ذهن بينندگان نهادينه كند. جالب اينكه بيشتر اين عبارات، اسامى خاص هستند تا در صورت ترجمه و دوبله به زبان هاى ديگر، تغيير نكنند.

 البته آنچه ذكر شد، سواى موارد متعدد نمادگرايى تصويرى صهيونيستى اين سريال است. اگر نقشه چوسان قديم كه روى پوست ترسيم شده را ديده باشيد فقط كافيست نقشه فرضى ارض موعود صهيونيست ها (نيل تا فرات) را قبلاً ديده باشيد تا از اين شباهت بى اندازه به شگفت آييد. در پس زمينه سكانس هاى مختلف اين سريال با ستاره شش گوش يا تصاوير متعدد پرچم هايى داراى نقش خورشيد كه نماد ارض موعود صهيونيست هاست، مواجه مى شويد.

 نقش «كابالا» يا عرفان و سنت شفاهى يهود و پيشگويى هايشان در اين سريال غوغا مى كند. گويا قرار نيست هيچ تصميمى بدون اذن پيشگوهاى زن اين سريال انجام گيرد. لابد آنها هم حداقل يك «نوستراداموس» يا «ربى يهودا»، «ارى مقدس»، «ربى شمعون» و ديگر كاباليست هاى يهودى لازم دارند تا برايشان، واقعه ۱۱ سپتامبر را پيشگويى كنند و از آينده روشن قومشان بگويند. تاكيد بسيار بر مساله پيشگويى، پرده از نيتى شوم و شيطانى بر مى دارد كه آن چيز جز نامگذارى دهه دوم قرن بيست و يكم به نام دهه كابالا نيست.

 آنچه در اين سريال و ديگر فعاليت هاى فرهنگى - رسانه اى يهود به آن پرداخته مى شود. آماده سازى ذهن مردم جهان براى پياده شدن مفاهيم دلخواهشان است. همان گونه كه فيلم ها، سريال ها و آوازه خوانى هاى سبك متال و... دهه نود، جهان را براى ورود به عصر ترانس مدرنيسم كه همان Satanism يا شيطان پرستى بود، آماده كرد.

 جومونگ كه گويا «ماشيح يهود» بوده و قومش نيز همان فرزندان برتر خداوند هستند، ارتباطى تنگاتنگ با تورات و تلمود دارد. آنگونه كه همواره مورد عنايت الهى است و حتى همچون پيامبران بنى اسراييل (طالوت و داوود)، خداوند به او روش بافت و ساخت زره را آموخته و سربازانش با تعدادى كم بر دشمنان بسيار خود از امپراتورى چينى ها (هان) پيروز مى شود.

نقش زنان در اين سريال (اعم از كاراكترهاى مثبت ومنفى) انسان را به ياد پيامبران زن هفتگانه يهود يا حداقل ديگرانى چون ريوقا، ساره، يائل و ... مى اندازد. شخصيت بانو «سوسانو» بسيار شبيه «دبورا» پيامبر زن يهودى است كه بنابر فصل هاى چهار و پنج كتاب شوفطيم از مجموعه عهد عتيق بر سربازان سيسرا پيروز مى گردد يا اقدامات تجارى وى «گراسيا ناسى» زن تاجر معروف يهودى و عامل اصلى نفوذ يهوديان در دربار عثمانى را در خاطر زنده مى كند. بانو سويا (همسرجومونگ) نيز كه ابتدا به اسارت مى رود، ولى پس از بازگشت به خاطر اهداف عاليه قوم همسرش از معرفى مجدد خود سرباز مى زند، انسان را ياد داستان «هدسه» كه بنابر فيلم صهيونيستى «يك شب با پادشاه» به زور از خانه عمويش مردخاى ربوده شد و به همسرى خشايار شاه درآمد، مى اندازد.

 در بررسى شخصيت هاى زن اين سريال، از هدسه كه با نفوذ در دربار ايران، مقدمات قتل ۷۷۰۰۰ ايرانى را فراهم كرد، بگذريم (كه شرح آن در دفتر استر از مجموعه عهد عتيق آمده است)، به ياد «ركسلانه» يا «خرم سلطان» يهودى مى افتيم كه با نفوذ در دربار سليمان، پادشاه عثمانى به همسرى وى درآمد و با قتل وليعهد «مصطفى» بالاخره منجر به قتل سلطان سليم دوم و شعله ور شدن آتش فتنه جنگ هاى ايران و عثمانى شد. در ديالوگ هاى اين سريال، فراوان عبارت آوارگى، اسارت، سرزمين مادرى و تاريخى، كوچ و ... به چشم مى خورد كه همگى يادآور فرازهايى از تورات است.

 جومونگ براى دفاع از خود، حق دارد از سلاح هاى نامتعارف زمان خودش مانند شمشير فولادى، بمب هاى آتشزا و ... عليه دشمنان خود استفاده كند تا جايى كه بيننده، اين برترى تسليحاتى را نوعى حق مسلم وى مى داند كه حاصل هوشمندى و تخصص كارگزاران اوست.

 دشمن اصلى جومونگ، امپراتورى چينى ها يا همان «هان» است كه سربازهايش با پرى كه روى كلاهخودهايشان دارند، بى شباهت به جنگاوران مسلمان نيستند. منطقى هم به نظر مى رسد. بايد در مقابل نفوذ روز افزون اقتصادى چينى هاى كمونيست در مقابل ايالات متحده كه ۸۰ درصد ثروتش در اختيار جمعيت حداكثر ۶ درصدى يهوديان است، ايستاد. يكى از اين راه ها، قدرت گرفتن كره به عنوان متحد آمريكا و اسراييل در حياط خلوت چين است.

 توجه بيش از حد اين سريال به مقوله تجارت، بى شك براى يهوديان زرپرست، زيبنده تر است تا شينتويست ها و مائويست هاى روح گراى شرق آسيا، شايد هم صهيونيست نمى تواند قبول كند كه پيروان مكتب كمونيسم (چين) امروز اينگونه در اقتصاد آزاد جهان جولان دهند.

 لابد كره هم به عنوان هم پيمان ايالات متحده و اسراييل با توجه بيش از حد به مقوله تجارت در اين افسانه تازه ساز (!) به دنبال ايجاد مقدمات فرهنگى جهت سرازير كردن هر چه بيشتر توليدات خود در كشورهاى هدف (مانند ايران) است؛ چرا كه مناسبات اقتصادى ۱۲ ميليارد دلارى بين ايران و كره و نيز داشتن مقام سوم صادرات به ايران، چشم طمع چشم بادامى هاى كره اى را هر چه بيشتر به سوى اين مرز پرگهر جلب كرده است.

 اين در حالى است كه نوادگان جومونگ بارها در مجامع بين المللى همداستان با آمريكا و اسراييل، فعاليت هاى صلح آميز هسته اى ما را محكوم كرده اند، راستش من خودم هم نمى فهمم چرا بايد بازارمان را در اختيار كشورى بگذاريم كه حقوق مسلم ما را قبول ندارد. البته اين تنها گزاره اقتصادى - تجارى اين مجموعه نيست بلكه موارد ديگرى همچون نقش شركت گوگل در القاى تبليغات غير مستقيم نيز در اين سريال مشهود است.

 آنجا كه قرار است امپراتورى نو بنياد جومونگ «گوگورى يو» نام گيرد، بيننده را به ياد تبليغات و شايعات گسترده مبنى بر تاسيس كشورى به نام گوگورى يو يا گوگ لند در جزيره اى G شكل «لوگوى اصلى شركت گوگل» در اقيانوس آرام از سوى مديران گوگل مى اندازد.

 البته شايد سخت باشد اگر بگويم حرف G از نمادهاى اصلى فراماسونرى است يا اينكه نرم افزار google earth هيچگاه آنگونه كه پايگاه اتمى نطنز را به وضوح مشخص كرده پايگاه اتمى ديموناى اسراييل را به دلايل امنيتى تصوير نكرده است. نمى دانم شايد اين هم از ترفندهاى اقتصادى بانو سوسانو و جومونگ باشد!

 البته با تمام تلاش و زبردستى كه نويسندگان و دست اندركاران كره اى- اسراييلى اين مجموعه به خرج داده اند، هيچگاه نخواهند توانست اسامى برخى شخصيت ها و كاراكترهاى اين سريال مانند «مگول»، «يا گاك» و «ماگاك» را كه از ديدگاه ترمينولوژى يا اصطلاح شناسى همان «مغول»، «ياجوج» و «ماجوج» خودمان هستند، با پوشش فرهنگى بپوشانند؛ چرا كه همواره در پشت اين اسامى قتل و غارت، خونريزى و توحش نهفته است. البته بد نيست بدانند كه مردمان اين سرزمين همان صاحبان فرهنگى هستند كه از مغول ها، مسلمان ساختند و بنا بر برخى تفاسير اين ذوالقرنين يا كوروش ايرانى بود كه اسلاف و اجداد آنها يعنى ياجوج و ماجوج را از اين سرزمين بيرون راند. به هر حال اگر يكى از قسمت هاى اين سريال را از دست داديد، چندان نگران نباشيد چون صدا و سيما آن را سه بار برايتان پخش خواهد كرد!

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 5:20 توسط کریم عابدینی |

اول رمضان حال و هوای خاصی دارد.این حال و هوا را همه ما تجربه کرده ایم.

اشتیاق به عبادت و روزه داریمان زیاد و احساس مرارت و سختی و سنگینی عمل در ما خیلی کم است.

خیلیها روزهای اول قرائت قران خوبی داریم اما بعضی از ما در روزهای بعد کمی سنگین تر میشویم و هر چه روزها جلوتر میشود کسل تر و بی حالتر میشویم.

من این را با توجه به فراز آخر خطبه شعبانیه برای خودم معنی کرده ام.پیامبر بزرگ اسلام در این خطبه بسیار ارزشمند که مطالعه و دقت در آنرا به همه دوستان توصیه میکنم می فرماید شیاطین در در این ماه در غل و زنجیرند و از خدا بخواهید آنها را بر شما مسلط نگرداند.

مطابق گفته پیامبر ابتدای ماه رمضان تسلط شیاطین که منشاء همه کارهای شر ما هستند بر ما از بین میرود اما این ما هستیم که با ارتکاب کارهای ناشایست مثل غیبت و حق و ناحق و دنیاگرائی و .... این بندها را از دست شیاطین باز و آنها را بر خود مسلط میکنیم و همین تسلط حال و هوای لطیف و نورانی حاکم بر دل و روحمان در ابتدای رمضان را تضعیف و از بین میبرد.

خوشا به حال آنانکه با آمادگی وارد این ماه شده اند.خوشا به حال آنانکه رجب و شعبان را مقدمه برخورداری از فیوضات ماه مبارک رمضان قرار داده اند و خوشا به حال آنانکه از این ماه کوله بار معنوی برای سلوک یکسال را پرمیکنند.

متن کامل خطبه شعبانیه پیامبر اکرم (ص) را که به نقل از وسائل الشیعه است و برگرفته از وبسایت نمازجمعه بابلسر است جهت استفاده عزیزان قرار میدهم امید اینکه همدیگر را از دعای خیر فراموش نکنیم.

--------------------------------------------------------------------------------

   خطبه شعبانيه پيامبر اكرم

عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ عليه السلام قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله عليه وآله خَطَبَنَا ذَاتَ يَوْمٍ فَقَالَ:

  أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْكُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَكَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَفْضَلُ الشُّهُورِ وَ أَيَّامُهُ أَفْضَلُ الْأَيَّامِ وَ لَيَالِيهِ أَفْضَلُ اللَّيَالِي وَ سَاعَاتُهُ أَفْضَلُ السَّاعَاتِ.

 اي مردم! ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به سوي شما رو كرده است.

ماهي كه نزد خدا، بهترين ماههاست و روزهايش بهترين روزها و شبهايش بهترين شبها و ساعتهايش بهترين ساعتهاست.

 هُوَ شَهْرٌ دُعِيتُمْ فِيهِ إِلَى ضِيَافَةِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِيهِ مِنْ أَهْلِ كَرَامَةِ اللَّهِ أَنْفَاسُكُمْ فِيهِ تَسْبِيحٌ وَ نَوْمُكُمْ فِيهِ عِبَادَةٌ وَ عَمَلُكُمْ فِيهِ مَقْبُولٌ وَ دُعَاؤُكُمْ فِيهِ مُسْتَجَابٌ فَاسْأَلُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ بِنِيَّاتٍ صَادِقَةٍ وَ قُلُوبٍ طَاهِرَةٍ أَنْ يُوَفِّقَكُمْ لِصِيَامِهِ وَ تِلَاوَةِ كِتَابِهِ.

 ماهي كه در آن شما را به مهماني خدا دعوت كرده اند و شما در آن از اهل كرامت خدا شده ايد. نفسهاي شما در آن ثواب تسبيح و ذكر خدا دارد و خواب شما ثواب عبادت.

اعمال شما در آن پذيرفته است و دعاهاي شما مستجاب، پس، از پروردگار خويش با نيت هاي راستين و دلهاي پاك، بخواهيد كه توفيق روزه اين ماه و تلاوت قرآن در آن را به شما عنايت فرمايد.

  فَإِنَّ الشَّقِيَّ مَنْ حُرِمَ غُفْرَانَ اللَّهِ فِي هَذَا الشَّهْرِ الْعَظِيمِ وَ اذْكُرُوا بِجُوعِكُمْ وَ عَطَشِكُمْ فِيهِ جُوعَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ عَطَشَهُ وَ تَصَدَّقُوا عَلَى فُقَرَائِكُمْ وَ مَسَاكِينِكُمْ وَ وَقِّرُوا كِبَارَكُمْ وَارْحَمُواصِغَارَكُمْ وَ صِلُوا أَرْحَامَكُمْ.

 پس شقي و بدبخت، آن كسي است كه در اين ماه بزرگ، از آمرزش خدا بي بهره شود. در اين ماه باگرسنگي و تشنگي خود، گرسنگي و تشنگي روز قيامت را بياد آوريد. به فقيران و درماندگان كمك وياری كنيد.

 به پيران و كهنسالان احترام و به كودكانتان ملاطفت و مهرباني نموده و با خويشاوندان رفت و آمد داشته باشيد.

 وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَكُمْ وَ غُضُّوا عَمَّا لَا يَحِلُّ النَّظَرُ إِلَيْهِ أَبْصَارَكُمْ وَ عَمَّا لَا يَحِلُّ الِاسْتِمَاعُ إِلَيْهِ أَسْمَاعَكُمْ وَ تَحَنَّنُوا عَلَى أَيْتَامِ النَّاسِ يُتَحَنَّنْ عَلَى أَيْتَامِكُمْ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِكُمْ.

  زبان خود را از گفتار ناشايست نگاه داريد. ديدگان خود را از ديدن ناروا و حرام بپوشانيد و گوشهاي خود را از شنيدن آنچه نادرست است، باز داريد. با يتيمان مردم مهرباني كنيد تا بعد از شما با يتيمان شما مهرباني كنند. از گناهان خود به سوي خدا توبه و بازگشت كنيد.

 وَ ارْفَعُوا إِلَيْهِ أَيْدِيَكُمْ بِالدُّعَاءِ فِي أَوْقَاتِ صَلَاتِكُمْ‏فَإِنَّهَا أَفْضَلُ السَّاعَاتِ يَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهَا بِالرَّحْمَةِ إِلَى عِبَادِهِ يُجِيبُهُمْ إِذَا نَاجَوْهُ وَ يُلَبِّيهِمْ إِذَا نَادَوْهُ وَ يُعْطِيهِمْ إِذَا سَأَلُوهُ وَ يَسْتَجِيبُ لَهُمْ إِذَا دَعَوْهُ.

  در اوقات نماز، دستهاي خود را به دعا برداريد، زيرا كه وقت نماز بهترين ساعتهاست و در اين اوقات، حق تعالي با رحمت، به بندگانش مي نگرد و اگر با او مناجات كنند، پاسخشان دهد و چنانچه او را ندا كنند لبيكشان گويد و اگر از او بخواهند عطا كند و چون او را بخوانند مستجابشان گرداند.

  أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَنْفُسَكُمْ مَرْهُونَةٌ بِأَعْمَالِكُمْ فَفُكُّوهَا بِاسْتِغْفَارِكُمْ وَ ظُهُورَكُمْ ثَقِيلَةٌ مِنْ أَوْزَارِكُمْ فَخَفِّفُوا عَنْهَا بِطُولِ سُجُودِكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ أَقْسَمَ بِعِزَّتِهِ أَنْ لَا يُعَذِّبَ الْمُصَلِّينَ وَ السَّاجِدِينَ وَ أَنْ لَا يُرَوِّعَهُمْ بِالنَّارِ يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ.

  اي مردم! جانهايتان در گرو اعمال شماست. پس با طلب آمرزش از خدا، آنها را از گرو، خارج كنيد. پشت شما از بار گناهان سنگين است، پس با طولانی کردن سجده ها، آن را سبك گردانيد و بدانيد كه حق تعالي به عزت خود سوگند ياد كرده است كه نمازگزاران و سجده كنندگان در اين ماه را عذاب نكند و در روز قيامت آنها را از آتش دوزخ در امان دارد.

  أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ فَطَّرَ مِنْكُمْ صَائِماً مُؤْمِناً فِي هَذَا الشَّهْرِ كَانَ لَهُ بِذَلِكَ عِنْدَ اللَّهِ عِتْقُ نَسَمَةٍ وَ مَغْفِرَةٌ لِمَا مَضَى مِنْ ذُنُوبِهِ، قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَلَيْسَ كُلُّنَا يَقْدِرُ عَلَى ذَلِكَ فَقَالَ ص اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشَرْبَةٍ مِنْ مَاء.ٍ

  اي مردم! هركه از شما روزه دار مؤمني را در اين ماه افطار دهد، نزد خدا پاداش بنده آزاد كردن و آمرزش گناهان گذشته  اش را خواهد داشت.

 برخي از اصحاب گفتند: يا رسول الله! همه ما قادر به انجام آن نيستيم. حضرت فرمود: با افطار دادن روزه داران، از آتش جهنم بپرهيزيد اگرچه به نصف دانه خرما و يا به يك جرعه آب باشد.

 أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ حَسَّنَ مِنْكُمْ فِي هَذَا الشَّهْرِ خُلُقَهُ كَانَ لَهُ جَوَازاً عَلَى الصِّرَاطِ يَوْمَ تَزِلُّ فِيهِ الْأَقْدَامُ وَ مَنْ خَفَّفَ فِي هَذَا الشَّهْرِ عَمَّا مَلَكَتْ يَمِينُهُ خَفَّفَ اللَّهُ عَلَيْهِ حِسَابَهُ وَ مَنْ كَفَّ فِيهِ شَرَّهُ كَفَّ اللَّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ يَوْمَ يَلْقَاهُ وَ مَنْ أَكْرَمَ فِيهِ يَتِيماً أَكْرَمَهُ اللَّهُ يَوْمَ يَلْقَاهُ.

  اي مردم! هركس اخلاق خود را در اين ماه نيكو كند، از صراط، آسان بگذرد، آن روز كه قدمها، بر آن بلغزد. هركس در  اين ماه كارهاي غلامان و مستخدمان خود را سبك گرداند، خدا در قيامت حساب او را آسان كند.

 هركس در اين ماه از آزار رساندن به مردم خودداري كند، حق تعالي، روز قيامت،خشم خود را از او بازدارد.

  هركس در اين ماه يتيم بي پدري را گرامي دارد، خدا او را در قيامت عزيز گرداند.

  وَ مَنْ وَصَلَ فِيهِ رَحِمَهُ وَصَلَهُ اللَّهُ بِرَحْمَتِهِ يَوْمَ يَلْقَاهُ وَ مَنْ قَطَعَ فِيهِ رَحِمَهُ قَطَعَ اللَّهُ عَنْهُ رَحْمَتَهُ يَوْمَ يَلْقَاهُ وَ مَنْ تَطَوَّعَ فِيهِ بِصَلَاةٍ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بَرَاءَةً مِنَ النَّارِ وَ مَنْ أَدَّى فِيهِ فَرْضاً كَانَ لَهُ ثَوَابُ مَنْ أَدَّى سَبْعِينَ فَرِيضَةً فِيمَا سِوَاهُ مِنَ الشُّهُورِ.

  هركس در اين ماه صله رحم كند و با خويشان بپيوندد، خدا او را در قيامت به رحمت خود واصل گرداند و هركس در   اين ماه رابطه اش را با خويشان خود قطع كند،خداوند در قيامت رحمت خود را از او دريغ نمايد.

 هركس در اين ماه نماز مستحبي بپا دارد، خداوند او را از آتش جهنم برهاند و كسي كه نماز واجبي بجا آورد، خداوند  ثواب هفتاد نماز واجب در ماههاي ديگر را به او عطا كند.

  وَ مَنْ أَكْثَرَ فِيهِ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَيَّ ثَقَّلَ اللَّهُ مِيزَانَهُ يَوْمَ تَخِفُّ الْمَوَازِينُ وَ مَنْ تَلَا فِيهِ آيَةً مِنَ الْقُرْآنِ كَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فِي غَيْرِهِ مِنَ الشُّهُورِ.

 هركس در اين ماه بسيار بر من صلوات فرستد، خداوند كفه سبك اعمال او را سنگين گرداند.

 وهركس كه در اين ماه يك آيه از قرآن تلاوت كند، ثواب كسي را دارد كه در ماههاي ديگر قرآن را ختم كرده باشد.

  أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَبْوَابَ الْجِنَانِ فِي هَذَا الشَّهْرِ مُفَتَّحَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّكُمْ أَنْ لَا يُغَلِّقَهَا عَنْكُمْ وَ أَبْوَابَ النِّيرَانِ مُغَلَّقَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّكُمْ أَنْ لَا يُفَتِّحَهَا عَلَيْكُمْ وَالشَّيَاطِينَ مَغْلُولَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّكُمْ أَنْ لَا يُسَلِّطَهَا عَلَيْكُمْ.

  اي مردم! درهاي بهشت در اين ماه گشوده است، از پروردگار خود بخواهيد كه آنها را بر روي شما نبندد.

 و درهاي جهنم در اين ماه بسته است، از خدا بخواهيد كه آنها را بر روي شما نگشايد.

شياطين در اين ماه در غل و زنجيرند. از خدا بخواهيد كه آنها را بر شما مسلط نگرداند.

  قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام فَقُمْتُ فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِي هَذَا الشَّهْرِ؟ فَقَالَ يَا أَبَا الْحَسَنِ أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِي هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ.

  علي عليه السلام مي فرمايد: در اين حال از جا برخاسته و عرض كردم، اي پيامبر خدا! برترين اعمال در اين ماه چيست؟ حضرت فرمود: اي ابا الحسن! برترين اعمال در اين ماه پرهيز از محرمات است.

 وسائل ‏الشيعة ج : 10 ص : 314

 

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 3:40 توسط کریم عابدینی |

چند روز پیش یکی از همکاران خبر جالبی از گروهی داد که در وضعیت خاصی و در کمترین حدی از ارتباط با دنیای بیرون زندگی میکنند. او گفت شنیده است که آنها کسی را داخل خود راه نمی دهند و چیزی نمی فروشند و چیزی از کسی نمی خرند و....

بسیار برایم جالب بود و حتما" برای شما هم جالب است که در دنیای امروز چگونه میشود یک زندگی ابتدایی داشته و از دنیا و امکانات و ارتباطات آن بی نیازی جست؟

با هماهنگی هم به دیدن این جمع رفتیم .در آن منطقه از مردم که سوال میکردیم اغلب دید خوبی نسبت به آنها نداشتند.برخی چنان با ناراحتی از آنها یاد کردند که از توهین هم فروگذار نکردند  یکی گفت .....هایی هستند که این منطقه آمده و ساکن شده و منتظر امام زمانند و....

بهترین قضاوتی که از مردم منطقه درباره آنها شنیدم این بود که گروهی هستند مهاجر و چندین سال است اینجا ساکن شده و کاری به کار کسی ندارند و برای خودشان زندگی کرده و منتظر امام زمان (عج) هستند.

اسم محل سکونت آنها را به ما روستای منتظران گفته بودند اما در ابتدای یکی از خروجیهای جاده اصلی تابلو کاغذی طلق گرفته ای کوچه منتظران را دیدیم . کمی جلو رفتیم و کسی را پیدا کردیم . از او سراغ ماجرا را گرفتیم و او گفت همین جاست و کمی جلوتر محل زندگی این گروه است.

نزدیک محل سکونت آنها آسیابی آبی بود که در کنار خطوط برق منطقه با آب جاری جوی پرآبی کار میکرد.

از آسیابان میانسال که صورت خود را کاملا" بسته بود و کار میکرد سوال کردیم او گفت کمی جلوتر محل زندگی منتظران است اما آنها کسی را راه نمی دهند.اگر بخواهید شاید شما را راه دهند اما خانمها را راه نمیدهند . هر چه میگذشت برایم جالبتر میشد.منطقه مسکونی را دیدیم که حدود 9-10 در وردوی چوبی هم شکل داشت و درب وسطی بزرگتر از همه درها و بقیه درها و کل ورودیها کاملا" هم شکل مثل خانه های سازمانی بود.

چند بار از ابتدای شروع دیوار خانه ها تا انتها را که حدود 100 متر میشد طی کردیم . انگار انسانی در آنجا زندگی نمی کرد.سکوت و آرامش خاصی بود.در روبروی خانه ها هیزمهای زیادی هم اندازه م مرتب شکسته و انبار شده بودند و معلوم بود ذخیره سوخت آنهاست.ابزارهای موجود برای شکستن هیزمها هم کنده درخت و تبر بود.یک نوبت با اسبی که گاری پشتش بسته بودند از همان آسیابی که گفتم گونی به داخل همین خانه وسطی که درب ورودی چوبی بزرگتری داشت برده و برگشتند و من با همین دوست و همکارم به روبروی همین درب باز و بزرگ آمدیم تا کسی را یافته و صحبت کنیم.

بعد از کمی توقف مردی میانسالی را دیدیم که بیرون آمد با گوشی همراه صحبت میکرد.منتظر شدیم صحبتش تمام شود. او در صحبتهای خود میگفت من آمده ام ........ و موضوع خاصی را صحبت میکرد که برمیگردد و درستش میکند و بالاخره فهمیدیم که یا مهمان این گروه هست و یا کسی که کارهای بیرون آنها را انجام میدهد.بعد از خاتمه مکالمه تلفنی ایشان از هدفمان برای آمدن به منطقه آنها گفتیم و خواستیم اطلاعاتی به ما بدهد که گفت همینطور که می بینید اینها زندگی ساده و بدون ارتباط با دنیای بیرون را انتخاب کرده اند.

سوال کردیم که چطور شد به اینجا مهاجرت کردند و .... که متوجه لهجه آذری بنده شده و خواست ترکی صحبت کنیم.با وجود تمایل دوستم برای مکالمه فارسی تمایل داشتند ترکی صحبت کنند.

این مرد خواست منتظر بمانیم تا اجازه بگیرد و هماهنگ شود تا به درون برویم.

بالاخره  خانمها و بچه ها بیرون منتظر ماندند و ما وارد شدیم.

خانه ای ساده و منظم که هفت هشت ده نفر افراد جوان و میانسال در ایوان و بیرونی آن جمع بودند با همه آنها دست دادیم و سلام و تعارف کردیم و ما را به یکی از اتاقها راهنمایی کردند.دو نفر از افراد میانسال با ما به داخل آمدند و بقیه بیرون ماندند.داخل که نشستیم وارد سلام و تعارف و صحبت و سوال جواب شدیم و به دقت محیط را بررسی میکردیم که بعد از دقایقی یکی از جوانها با سینی که قند و دو استکان چایی داشت وارد شد.به ما دو نفر چایی دادند اما خودشان چایی نخوردند.جوان هم که چایی آورده بود همین داخل نشست.

خیلی از سوالاتمان به علت فضای سنگینی که بود و یا به علت نامعلوم دیگر فراموشمان شد.

آنها گفتند که خورد و خوراک و چیزهای مصرفی خود را خودشان تهیه کرده و چیزهایی مثل پارچه را میخرند اما چیزی نمی فروشند. آنها در کشاورزی خود از سم هم استفاده نمیکردند و برای دفع آفات کشاورزی با آب تنباکو سمپاشی میکرند. گویا به خاطر زندگی طبیعی که دارند خیلی کم بیمار میشوند و در صورتی بیماری گفتند که با داروهای گیاهی بیماری خود را درمان میکنند و در صورتی که نشد و نیاز باشد پزشک خصوصی دارند اما نپرسیدیم که به این پزشک مراجعه میکنند یا پزشک را فرامیخوانند.

پشت منطقه مسکونی و خانه هایشان و چسبیده به آن فضای کشاورزی نسبتا" وسیعی داشتند که محصور بود و کرت بندی منظم و مرتبی داشت و در قسمتهای مختلف آن اقلام مختلف کاشت شده بود البته این فضا را بعد از بیرون آمدن و از جاره مرتفع بالادست منطقه مشرف نگاه کردیم.

داخل خانه ای که ما رفتیم وسط اتاق حصیر تمیز و مرتب و اطراف آن بجای پتو با نمد تیره مرتب فرش شده بود.نظم و تمیزی همه قسمتهای زندگیشان مشاهده میشد.

لباسهای شبیه هم با یقه ساده و رنگ تیره و خاکستری پوشیده بودند ته ریش تا ریش متوسط داشتند و رفتارهای محترمانه داشته و کوتاه صحبت میکردند و سعی نمی کردند چیزی را ثابت و یا چیزی را زیر سوال ببرند.

به هر حال اراده ای که توانسته بود  20 سال آنها را از جهان بیرون منقطع و به زندگی ساده و بدون امکانات برق و نفت و وسایل ارتباطی و...... وادار کند اراده بزرگی بوده است .

در ضمن میگفت که قبل از ساکن شدن در اینجا در منطقه تبریز نیز زندگی محدود و بسته مشابهی داشتند اما اینجا کاملا" راحت و جدا بودند.

من نیز قضاوتی در مورد درستی یا اشتباه شیوه زندگی که برگزیده بودند نمی کنم اما آرامش حاکم در منطقه یکی از نیازهای بزرگ ماست که هرگز نمی توانیم به این معنی که من دیدم تجربه کنیم.

ما زن و بچه آنها و یا صدایی در این زمینه نشنیدیم و آسیابان میگفت طول دو سالی که در ارتباط با آنها زندگی میکرده زنان آنها را ندیده است.

آسیابان میگفت آدمهای خوبی هستند و کاری به کار کسی ندارند.

گندم یا جویی که آسیابان در حال بلغور کردن آنها برای مصرف دامهای آنها بود تولید کشاورزی خود آنها بوده است با همین آسیاب آرد مصرفی آنها نیز تهیه میشود و نان در داخل خانه هایشان پخت میشود.

آنها گفتند کسی را نمی پذیرند چون اگر بپذیرند مزاحمت برایشان تولید میشود و منظورش این بود که مراجعاتشان بیشتر میشود.

احساس خودبرتربینی که افراد خشک مقدس معمولا" دارند ما در رفتار و گفتارشان ندیدیم.

جمله ای که راجع به انتظار گفت این بود که همه باید تلاشمان را بکنیم.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 18:57 توسط کریم عابدینی |

این را همه ما بارها و بارها شنیده ایم که همه افراد ملت در برابر قانون یکسانند اما آیا به راستی چنین است؟

همه ما با گوشت و پوست خود و به تجربیات خود فهمیده ایم که این ادعایی بیش نیست.

وقتی ماجراهای شهرام جزایری در بوق و کرنا گذاشته شد با صدای نارسای خود در هر سایت و وبلاگ و .... که شد فریاد زدیم که جرم که در خلاء انجام نمیگیرد اگر رشوه ای داده شده است این رشوه گرفته شده است پس چگونه است نامی از طرف مقابل ماجرا در میان نیست؟

چنین شد و گذشت و آقای جزایری متهم مجرمی بود که شریک جرم نداشت و یا شرکای جرمش در حاشیه امن نشسته بودند .

در ماجراهای اغتشاشات هم آقایان موسوی و کروبی علنا" و به وضوح اقدام علیه امنیت ملی و تشویش افکار عمومی و نشر اکاذیب و ایراد اتهام کردند.فضای کشور را امنیتی کردند و مردم را دعوت به اجتماعات غیرقانونی کرده و خودشان هم در آن حضور یافتند و از دل این اجتماعات مسائلی بیرون آمد که دیدید و دیدیم اما در جلسات دادگاه شاهد محاکمه عناصر متخلف اما دست چندم بوده و اثری از مهره های اصلی اغتشاش و جرم نیست؟!

این روزها شاهد ایراد اتهام سنگین و فضاحت آمیز کروبی به عنوان تجاوز جنسی به پسران و دختران بازداشت شده اغتشاشات در بازداشت گاه بودیم که ایشان افاضه فرمودند خوابشان با شنیدن این خبر دچار مشکل شده است و شنیده است که افراد آلت تناسلی خود را با این تجاوزات از دست داده اند.

این ادعا هم مثل دهها ادعایی که اذهان عمومی را مدتی مشوش و تاثیرات نامطلوبی از پرده دری و حرمت شکنی در جامعه را بر جای گذاشت به مرحله اثبات با ارائه سند و مدرک نرسید.

حال جان کلام اینجاست که اگر همه افراد ملت در برابر قانون یکسانند چرا این افراد به محکمه برای اثبات ادعاهای خود و پاسخگویی اعمال و گفتار خود فراخوانده نمی شوند؟ 

کدام مصلحت بالاتر از خود حقیقت میتواند ضامن تحقق عدالت و اعتبار قانون شود؟

اگر گمان میرود که ارزش و اعتبار افراد با پاسخگویی در برابر قانون کاسته میشود پس سیره ائمه و خود حضرت علی (ع) که بارها و بارها گفته اند و شنیده ایم برای چیست؟

محاکمه آقایان موسوی و کروبی و برخی های دیگر که در موضع مدعی نشسته و ارکان نظام را یکی پس از دیگری زیر سوال میبرند فرصتی برابر در افکار عمومی برای آنهاست تا رودر رو با ملت برای اثبات ادعاهای خود دلیل بیاورند و در این محکمه علاوه بر قاضی مردم بزرگترین قضاوت کننده باشند اگر قادر به اثبات ادعای خود بودند که از حق گریزی نیست و باید به آن گردن نهاد و اگر نتوانستند قانون در مورد آنها جاری و مردم تکلیف خود را یکسره نموده و آتش زیر خاکستر به خاموشی خواهد رفت.

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 5:10 توسط کریم عابدینی |

سید حسن! ای اسطوره مقاومت و صلابت

سید حسن ای که تحقق وعده نصرت خدایی!

ای مرد ! ای بزرگ مرد!

روزی و روزگاری ایران مرکز خیزش و انقلاب و کانون مقاومت و ایستادگی و مرکز صدور فرهنگ ناب ایثار و مقاومت و شهادت طلبی بودو مجاهدان لبنان با درس آموزی از مجاهدان بزرگی که در مکتب خمینی کبیر محاسبات حسابگران عالم را به هم میریختند بپا خواستند و دیری نگذشت که چشم جهانیان را خیره کردند.

سید حسن ! خیلی وقتها به جوانان حزب الله لبنان افتخار میکردیم و غبطه میخوردیم .

اینک آرزو میکنم که رجال کشورم اندکی از درایت و بصیرت و شجاعت و تقوای تو را داشتند.

ولایت پذیری تو - تویی که افتخار عالم اسلامی در مقایسه با هرزه سرایی رجاله هایی که روزگاری دم از ولایت میزدند و هرچه دارند از این انقلاب و اسلام و ولایت است دل آدم را خون میکند.

امروز ناگزیرم در کشوری که حرکت فراگیر عدالت طلبی و حق خواهی و نفوذش در میان توده های ملتهای مختلف قدرتهای بزرگ را به اضطرار و واهمه انداخته بود شاهد رشد فتنه هایی باشم که از ایراد هیچ اتهامی به همدیگر و به ارکان نظام فروگذار نمی کنند و وقتی صلابت فولادینت را در استقامت و مبارزه و ایستادگی و ولایت پذیری می بینم حق دارم هزار بار آرزو کنم :

ای کاش این تشنه کامان غنایم و قدرت یک جو از غیرت و ایمان تو و جوانان حزب الله لبنان را داشتند. ایکاش.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 10:14 توسط کریم عابدینی |

رئيس مرکز بررسی‌های دكترينال امنيت بدون مرز تأکید کرد: در كودتاي مخملي كه دو ماه پيش در كشور ما كليد زده شد و حجم گسترده‌اي از عمليات رواني، سياسي و سرمايه گذاري بر انشقاق‌هاي اجتماعي صورت گرفت، قدرت رهبري، سيستم واكسينه سياسي متأثر از آن، و قدرت اجتماعي مردم خود را نشان داد و عملاً ثابت شد كه آستانه تحمل چقدر بالا است.

به گزارش رجانيوز، دكتر حسن عباسي در ابتداي سخنان خود در اردوي آموزش سياسي دانشجويان پسر با اشاره به ضرورت قالب علمي بخشيدن به تجربيات 3 دهه از عمر انقلاب اسلامي گفت: در حوزه علوم استراتژيك، اين تجارب را در شكل ادبيات پايه و كلاسيك حكومت‌داري مي‌توان به صورت مدرن تبديل به علم كرد و در اختيار نسل‌‌هاي بعد قرار داد.

وی با بيان اين كه تبيين سير انديشه رهبران در كشورهاي پيشرو يك اصل سياسي در محافل دانشگاهي محسوب مي‌شود، اظهار داشت: اگر به سابقه نيم قرن اخير ايالات متحده امریکا نگاه كنيم، متوجه مي‌شويم، آن دسته از رهبران موفق ناميده شده‌اند كه صاحب ايدئولوژي براي اداره جامعه بوده‌اند، همچنان كه اين رويكرد را در كشورهاي اروپايي از جمله انگليس و فرانسه مي‌بينيم.

اين پژوهشگر حوزه مسايل استراتژيك، تلاش رژيم پهلوي در قبل از انقلاب براي تئوريزه كردن اين مدل و داشتن ايدئولوژي را مورد توجه قرار داد و گفت: زماني كه صحبت از انديشه استراتژيك يك رهبر مي‌كنيم، 4 عنصر مد نظر ما است كه به ترتيب هرم جامعه سازي است و در دل آن ملت‌سازي، دولت سازي و سيستم‌سازي قرار دارد. اين 3 جز دقيقاً نظير بافت يك فرش عمل مي‌كنند، به طوري كه "ملت سازي" همان گره‌ها و نقش و نگارها هستند و "دولت سازي" و "سيستم سازي" تار و پودها را مي‌سازند.

وي با بيان اين كه امریکا امروز در افغانستان ملت‌سازي مي‌ كند، به‌طوری که افغانستان 25 ميليون نفر جمعيت دارد اما عملاً‌ ملت شكل نگرفته است و در عراق دولت سازي انجام می‌دهد، گفت: ملت سازي در حوزه علوم استراتژيك، يك دانش بسيار تخصصي است كه نرم افزار آن در اختيار 3، 4 كشور قرار دارد.

عباسي افزود: امروز در لبنان و فلسطين دعوا بر سر دولت سازي است، به خاطر همين است كه مي‌بينيم يك دولت نزديك به ايران (اسماعيل هنيه) شكل مي‌گيرد و يك دولت نزديك به اسرائيل و امریکا( محمود عباس).

وی در ادامه به وضعيت ايران پرداخت و گفت: ما از نظر دولت سازي، ملت‌‌ سازي و سيستم سازي بالاترين رتبه را در جمع كشورهاي منطقه داريم و در سطح آسيا در كنار ژاپن و چين حائز رتبه اول هستيم.

رئيس مرکز بررسی‌های دكترينال امنيت بدون مرز تصريح كرد: رهبر يك جامعه، زماني تفكر استراتژيك براي ادامه جامعه دارد كه افق آرماني‌‌‌اش به جامعه، مردم، حكومت و دولت را تعريف كند و بداند چطور بين حكومت و ملت، نظام سازي كند.

وي گفت: قبل از انقلاب، شاه مي‌خواست با توسل به انگاره‌هاي هخامنشي، دست به دولت سازي بزند، به همين خاطر است كه در جشن‌هاي 2500 ساله در پاسارگاد مي‌ايستد و خطاب به كوروش مي‌گويد بخواب كه ما بيداريم. در واقع شاه آن زمان مي‌كوشيد با ترويج فضاي باستان گرايي ظاهر و ماكتي از حكومت هخامنشيان را به وجود آورد اما به خاطر اين كه مختصات انسان آرماني‌اش به درستي معلوم نبود و بنيان‌هاي اين دولت سازي غلط طراحي شده بود، عملاً پاسخ مورد نظر را نداد و سيستم از هم پاشيد.

اين پژوهشگر سياسي با بيان اين كه امام(ره) بعد از پيروزي انقلاب به هر 4 مرحله اقبال نشان داد، گفت: منشأ غايتي كه از انسان براي امام(ره) متصور بود، قرآني است، چرا كه حيات انسان را طيبه مي‌دانستند، از اين رو است كه مدل جمهوري اسلامي و دولت سازي‌ها و نهادسازي‌هاي مربوط به آن، متأثر از انگاره‌هاي جامعه بندي شكل گرفت.

وي تصريح كرد: دكترين امام راحل(ره)، تقريباً‌ يكي از منسجم ترين دكترين‌ها براي امروز و آينده جامعه بشري است و حداقل 50، 60 سال زمان مي‌برد كه ما با تبيين ديدگاه‌هاي نظري و رفتارهاي عملي ايشان، علم جديدي براي مديريت جامعه طراحي كنيم.

عباسي با اشاره به دوران 20 ساله زعامت مقام معظم رهبري گفت: وقتي اين 2 دهه را بررسي مي‌كنيم، متوجه حركت‌هاي شگفت انگيز و پيشرف‌هاي چشمگيري در حوزه علوم و فناوري در شاخه‌هاي پزشكي، فناوري‌هاي هسته‌اي، قضايي و نظاير آن مي‌شويم، به طوري كه امروز مي‌توانيم ادعا كنيم از پيشرفته‌ترين كشورها در حوزه علوم استراتژيك محسوب مي‌شويم.

وي با اشاره به حوادث اخير بعد از انتخابات گفت: شما امروز مي‌بينيد در كودتاي مخملي كه 2 ماه پيش در كشور ما كليد زده شد و حجم گسترده‌اي از عمليات رواني و سياسي و سرمايه‌گذاري بر انشقاق‌هاي اجتماعي صورت گرفت، قدرت رهبري، سيستم واكسينه سياسي متأثر از آن و قدرت اجتماعي مردم خود را نشان‌داد و عملاً ثابت شد كه آستانه تحمل نظام چقدر بالا است، در حالي كه رخدادهاي مشابه در چين و امریکا از فلج شدن سيستم در مديريت بحران خبر مي‌دهد، به طوري كه سال 1369 در ميدان تيان من، ارتش چين وارد عمل مي‌شود و جلوي دوربين‌ها، 3200 نفر دانشجو را قرباني مي‌كند.

رئيس مرکز بررسی‌های دكترينال امنيت بدون مرز افزود: در حادثه مشابه ديگري كه با قتل يك سياه پوست از سوي پليس امریکا در سال 1370 رقم مي‌خورد و سياه‌پوست‌ها به خيابان‌ها مي‌ريزند، پليس ايالتي، FBI ، گارد ملي و نيروي زرهي يكي پس از ديگري آن قدر در مانده مي‌شوند كه سر انجام كار به حضور سپاه تفنگداران دريايي امریکا با توپ و تانك وسط خيابان‌هاي لس‌آنجلس و نيروي زميني و ارتش 82 هوابرد مي‌كشد، در حالي كه ابعاد حادثه به هيچ وجه قابل مقايسه با رخدادهاي ايران نبود و آن جا تلويزيون BBC فارسي و Face book و Touiter وظيفه سازماندهي اجتماعي يك انقلاب مخملي را بر عهده نداشتند.

وی ادامه داد: با وجود گستردگي توطئه‌ها و آگاهي از ابعاد بحران، نظام سياسي كشور بالاترين ظرفيت را براي انتخابات در نظر گرفت و يك خودروي زرهي يا تانك در خيابان‌ها حضور نيافت، در صورتي كه همان زمان در اعتراضي مسالمت‌آميز در چين 186 نفر مسلمان كشته شدند و حجم انبوهي از تانك‌ها و زره‌پوش‌ها در سطح خيابان‌ها ظاهر شدند.

این پژوهشگر مسائل استراتژیک با اشاره به سخنان مقام معظم رهبري در سال 79 گفت: امروز نزديك به يك دهه از سخنان ایشان در آن دوران مي‌گذرد و در جمع بندي بيانات ايشان به اين نتيجه مي‌رسيم كه رهبري در ابتداي دهه سوم انقلاب، اركان دهه چهارم را كه همان عدالت، توسعه و پيشرفت باشد، تئوريزه كرده‌اند.

وی افزود: رهبر معظم انقلاب در دهه سوم قطعات اين تئوري را در قالب نقشه‌ جامع علمي كشور، مهندسي فرهنگي، نهضت توليد علم و طرح تحول دستگاه‌هاي مختلف پي ريزي كردند، تا پوست اندازي نظام در طول دهه چهارم عمر خود محقق شود.

عباسی يكي از هوشمندي‌هاي رهبري را در تأكيد بر همنوايي دستگاه‌هاي مختلف كشور خواند و گفت: بسياري از موازي كاري‌ها، نابساماني‌ها و اختلالاتي كه در حال حاضر در سيستم مديريتي دستگاه‌ها وجود دارد، ناشي از نبود همنوايي است، به خاطر همين است كه دستگاه‌ها مثل يك گروه موسيقي عمل نمي‌‌كنند، از اين جهت تأكيد مقام معظم رهبري بر تحولات ساختاري دستگاه‌هاي مسئول قابل درك مي‌شود.

وي مدل ذهني رهبر معظم انقلاب را 3 وجهي دانست و گفت: بر خلاف رهبراني كه در جهان تك بعدي مي‌انديشند، ذهن مقام معظم رهبري 3 وجهي است، كه در راهبردها و راهكارها به خوبي نمايان است، به عنوان مثال ايشان در حوزه سياست خارجي از 3 وجه عزت، حكمت، مصلحت نام مي‌برند و درسياست داخلي، مثلث عزت، رحمت و اقتدار را مي‌سازند كه اين دو، در ضلع عزت با هم همپوشاني مي‌كنند. حال اگر اين مثلث‌ها را بيابيد و ادامه بدهيد، با يك ساختار و شبكه مواجه مي‌شويد كه دستگاه فكري و نقشه‌ استراتژيك رهبري را تشكيل مي‌دهد.

منبع : آزادی بیان - سخنرانیهای دکتر حسن عباسی و رجانیوز 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 4:38 توسط کریم عابدینی |