تبليغاتX
دلگویه ها

مطابق روال سالهای گذشته در مراسم عزاداری ایام محرم که در دهه اول ماه محرم همه روزه از صبح تا ظهر در مسجد دانشگاه تهران برگزار میشود شرکت کرده بودیم. زمزمه هایی را در خصوص برنامه ریزی برای هنجار شکنی گروهک منافق سبز در ایام محرم از مدتها قبل شنیده بودم و در روز تاسوعا و عاشورا در مسیر انقلاب که برای شرکت در مراسم مسجد دانشگاه حرکت میکردیم شاهد استقرار نیروهای انتظامی به شکل غیر عادی بودیم روز تاسوعا را پشت سر گذاشتیم و اتفاق خاصی پیش نیامد روز عاشورا جمعیت چند هزار نفری مسجد و محوطه مسجد دانشگاه تهران با حال و هوای خاص این روز مشغول عزاداری بودند و ناله ها و اشکها دلها را از زمین و زمان کنده بود . اواخر برنامه مداحی و مرثیه سرایی بود و مداح در اوج شور و حال بود که دقایقی احساس کردیم وقفه های کوچکی در اجرای برنامه پیش میاید تا اینکه خبردار شدیم در خیابانهای اطراف اتفاقاتی از خرابکاری جنبانکهای سبز اتفاق افتاده است . مردم با وجود اینکه نزدیک وقت اذان ظهر بود حضور ولایی خود را در صحنه بر ادامه مراسم و اقامه نماز جماعت ترجیح دادند.

ابتدا حرکت به سمت درب غربی و خیابان ۱۶ آذر به قصد میدان انقلاب شروع شد و ملت از میان فضای سبز و هر مسیری که ممکن بود به این سمت حرکت کردند اما در فاصله کمی از مسجد مثل گردابی بزرگ در هم گره خورده و به سمت درب شرقی و خیابان قدس حرکت کردند وقتی به خیابان رسیدیم عده ای از جمعیت حاضر از طریق خیابان قدس به سمت خیابان انقلاب حرکت کرده بودند که برخی از جوانان که بصورت خودجوش نقش لیدر جمعیت را بازی میکردند از مردم خواستند که به سمت بلوار کشاورز و میدان ولیعصر حرکت کنیم .بدین ترتیب جمعیت چند هزار نفری حاضر در ابتدای حرکت به دو دسته تقسیم و به حرکت خود ادامه داد.در طول مسیر خصوصا" در تقاطع بلوار کشاورز عده ای از اراذل و اوباش را دیدیم که به سمت ما سنگ پرتاب میکردند آنان همچنین پولهای خود را در دست گرفته و به نشانه اینکه ما پول گرفته و آمده ایم نشانمان میدادند. آنها تعدادشان به صد نفر هم نمیرسید لذا خیلی زود عقب نشینی کرده و نتوانستند لحظه ای هم وقفه در حرکت دسته ایجاد کنند. در این صحنه از رویارویی هیچ نیروی انتظامی حضور نداشت و چیزی که برایم جالب بود احساس خفیفی از گاز فلفل بود که در میان جمعیت ما پیچید.تردیدی ندارم که این گاز به همراه سنگهایی که به سمت ما پرتاب میشد انداخته شده است .

به حرکت خود به سمت میدان ولیعصر ادامه دادیم و در این نقطه جمعی دیگر از دسته عزاداری یک تقاطع مانده به میدان ولیعصر به ما ملحق شد . در ادامه مسیر به سمت میدان هفت تیر در خیابان کریم خان شاهد حضور جمعی از این اراذل و اوباش و منافقین جدید و قدیم بودیم که خودرو نیروی انتظامی را آتش زده بودند و به تخریب نرده های فضای سبز اطراف خیابان و کشانده بودن موانع به سطح خیابانها بودیم .

منافقین روبروی ما با شدت تمام و مثل باران شروع به سنگباران ما نمودند این در حالی بود که جمعیت ما به حدود ۱۵۰۰ نفر میرسید و گروهک مقابل که اقدام به سنگباران ما میکرد حدودا" دویست نفر بودند.ما بجز چند عدد پرچم چیزی با خود نداشتیم و حتی بلند گو هم نداشتیم در این موقعیت بچه ها متقابلا" با همان سنگهایی که نثارمان میشد مقابله به مثل محدودی کرده و پیشروی کردند که این اقدام باعث متواری شدن و متلاشی شدن هیبت پوشالیشان شد.

جمعیت حاضر تا میدان هفت تیر راهپیمائی و در مسیر بازگشت از خیابان فرودسی  و میدان فردوسی و خیابان انقلاب به انقلاب و دانشگاه رفته و عده ای هم در همین مسیر متفرق شدند.

جمعیت در روی پل کالج را نگاه میکردم ابتدای دسته پل را رد کرده بود و انتهای آن نزدیکیهای میدان فردوسی بود. در میدان فردوسی و اطراف پل کالج شاهد آتش سوزی بانک و تعداد زیادی موتور سیکلت بودیم اما از گروهگ سبز خبری نبود و قبل از رسیدن ما به واسطه حضور دسته های دیگر یا نیروی انتظامی متفرق شده و رفته بودند.تمام وقایع در حدود دو ساعت اتفاق افتاد اما حجم تخریب به اندازه ای بود که انگار روزها این خیابانها در تصرف اراذل و اوباش و دشمنان بوده است که به هیچ چیز رحم نکرده بودند.

نکته ای که برایم رنج آور بود نبود سازماندهی و هدایت احساسات ناب مردم بود که بهترین پتانسیل برای مقابله با این کوردلان بود.دسته چند هزار نفری بدون هیچ رهبر و راهنمایی به رویارویی گروهکی رفت که مطمئنا" برنامه و سازمان داشتند اما با وجود این هر کجا به هم میرسیدند مثل نوری که تاریکی را از بین ببرد محل را از لوث وجود از خدا بیخبران پاکسازی میکرد و نمیدانم چرا از این پتانسیل عظیم استفاده بهینه نشد تا با حضور دوربینها ثبت شود که مردم خود جواب اراذلی که ادعای مردم بودن را با خود در رسانه های حامی خارجی خود به همراه دارند دادند. باید این تصاویر ثبت میشد که نه نیروی انتظامی و نه باتوم بلکه خود مردم منافقین مطرود ملت را سر جای خود نشاندند.

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم دی 1388ساعت 21:5 توسط کریم عابدینی |

یکی از بازدید کنندگان محترم وبلاگ سوالی بدین شرح مرقوم فرمودند:

===============================================

سه شنبه 8 دی1388 ساعت: 12:57 توسط:یه نفر

سلام
مادر من شیمی درمانی میشه با توجه به اینکه من باردارم و مرتب پیش ایشون هستم آیا تأثیر منفی روی جنینم داره. بعضی میگن داره و بعضی میگن نداره.

=====================================

خانم باردار در بخش شیمی درمانی که آلوده به انواع ترکیبات و داروهای شمی درمانی است تردد و توقف نکند بهتر است .البته همه داروهای شیمی درمانی دارای عوارض و نوع تاثیر یکسان نیستند.

بخشهای شیمی درمانی بیمارستانهای دولتی که به عنوان سانتر شیمی درمانی هستند و ما با آنها آشنایی داریم متاسفانه بعلت حجم بالای استاندارد حل داروها و کمبود تجهیزات استاندارد ایمنی شدیدا" آلوده هستند و توصیه قطعی بنده به این عزیز این است که حتی الامکان اگر مادرشان در چنین مرکزی شیمی درمانی میشود تردد نکرده و یا توقف نکنند.

اما ملاقات با مادرتان بعد از ترخیص در منزل معمولا" بی خطر یا کم خطر خواهد بود اما بازهم نوع داروهایی که با آن شیمی درمانی میشوند برای پاسخگویی در مورد ملاقات در منزل بعد از ترخیص مهم است داروها راههای دفع متفاوت داشته و لی همگی بعد از ۲۴ ساعت بعد از آخرین شیمی درمانی معمولا" از بدن خارج و تاثیرات دفع از طریق اردار و بخارات تنفس نخواهند داشت هر چند قبل از آن نیز این مسئله برای یک نفر به اندازه ای نیست که تاثیری روی نفر دیگر و یا جنین ایشان داشته باشد اما بخش شیمی درمانی مسئله متفاوتی است و بخارات مستقیم انواع داروها و تجمع عوارض آنها را با خود دارد.

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم دی 1388ساعت 16:51 توسط کریم عابدینی |

سوره بقره:

و برخى از مردم مى‏گويند ما به خدا و روز بازپسين ايمان آورده‏ايم ولى گروندگان [راستين] نيستند (۸)

وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ ﴿۸﴾
 

با خدا و مؤمنان نيرنگ مى‏بازند ولى جز بر خويشتن نيرنگ نمى‏زنند و نمى‏فهمند (۹) 
  

 يُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا يَشْعُرُونَ ﴿۹﴾
 

در دلهايشان مرضى است و خدا بر مرضشان افزود و به [سزاى] آنچه به دروغ مى گفتند عذابى دردناك [در پيش] خواهند داشت (۱۰) 
  

فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضًا وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ ﴿۱۰﴾
 
  

و چون به آنان گفته شود در زمين فساد مكنيد مى‏گويند ما خود اصلاحگريم (۱۱) 
  

 وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ ﴿۱۱﴾
 

بهوش باشيد كه آنان فسادگرانند ليكن نمى‏فهمند (۱۲) 
  

أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِن لاَّ يَشْعُرُونَ ﴿۱۲﴾
 

و چون به آنان گفته شود همان گونه كه مردم ايمان آوردند شما هم ايمان بياوريد مى‏گويند آيا همان گونه كه كم خردان ايمان آورده‏اند ايمان بياوريم هشدار كه آنان همان كم‏خردانند ولى نمى‏دانند (۱۳) 
  

 وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُواْ كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَكِن لاَّ يَعْلَمُونَ ﴿۱۳﴾
 

و چون با كسانى كه ايمان آورده‏اند برخورد كنند مى‏گويند ايمان آورديم و چون با شيطانهاى خود خلوت كنند مى‏گويند در حقيقت ما با شماييم ما فقط [آنان را] ريشخند مى‏كنيم (۱۴) 
  

 وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَكْمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ

﴿۱۴﴾
 

خدا [است كه] ريشخندشان مى‏كند و آنان را در طغيانشان فرو مى‏گذارد تا سرگردان شوند (۱۵)
   اللّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿۱۵﴾
 

همين كسانند كه گمراهى را به [بهاى] هدايت‏خريدند در نتيجه داد و ستدشان سود[ى به بار] نياورد و هدايت‏يافته نبودند (۱۶) 
  

أُوْلَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ ﴿۱۶﴾
 

مثل آنان همچون مثل كسانى است كه آتشى افروختند و چون پيرامون آنان را روشنايى داد خدا نورشان را برد و در ميان تاريكيهايى كه نمى‏بينند رهايشان كرد (۱۷) 
  

 مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لاَّ يُبْصِرُونَ ﴿۱۷﴾
 

كرند لالند كورند بنابراين به راه نمى‏آيند (۱۸)
   صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَرْجِعُونَ ﴿۱۸﴾

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 5:33 توسط کریم عابدینی |

گروههای فشار با وجود خیل انبوه نیروهای ارزشی و آرمان باور هرگز توانائی تحمیل خواسته های گروه خود به اکثریت جامعه را ندارند.
آنانکه با دستاویز قرار دادن رای اقلیت خود بر خلاف تمام قواعد دموکراسی ادعایی خود اکثریت را انکار و از انگ تقلب بعنوان نردبان رسیدن به مطامع خود بهره می برند هرگز توانائی فروریختن ستونهای خیمه انقلابی که هزاران هزار از بهترینهای این ملت با شعار و آرمان بزرگ حمایت از ولایت فقیه آنرا ایجاد و حفظش کرده اند را نخواهند داشت که خود همین مردم به قیمت ریخته شدن خونهای خود پاسدار نظام و قانون خواهند بود.
در شرایطی که اربابان خارجی این جریانات بر فشار تحریمها برای به زانو در آوردن نظام در برابر زیاده خواهی هایشان می افزایند ماموریت می یابند تا بارقه های امید ناامید شده شکاف و اختلاف داخلی را در دلهای آنها روشن نگه دارند .
چه نیکو گفته مولای متقیان که در شگفتم از وحدت آنها بر باطل خود و تفرقه شما در حقتان و اینک قدرتهای گردن کلفت دنیا که امام بزرگوار ماموریت انقلاب را مقابله با آنان بنا نهاد تلاش دارند صف واحد و کلمه واحدی از خود را در برابر خواسته بر حق کشورمان نشان دهند و بدیهی ترین وظیفه عقلانی همگان ایستادگی در صف واحد در برابر آنان است دم از حرف و حدیثهایی میزنند که جز دشمن شاد کنی راه به جایی نمی برد.
در نهایت با تاسف تمام قربانی شدن موسوی صاحب افتخار نخست وزیری دوره جنگ در برابر القائات شیطانی و هوای و هوس خود و رسیدن از جایگاه عزت و احترام ملت به وقاحت و نفرت عمومی را بعنوان ضایعات و ریزش حرکت انقلابی جامعه نظاره نموده و توفیق رهایی از منجلاب شیطانی را برای ایشان و تمام گرفتاران قدرت طلبی و مقام پرستی مسئلت می نمایم.

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 14:25 توسط کریم عابدینی |

عید امامت و ولایت مبارکباد

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 15:8 توسط کریم عابدینی |

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

+ نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 12:17 توسط کریم عابدینی |

همزمان با طرح لایحه هدفمند کردن یارانه ها در صحن علنی مجلس تب یارانه ها نقل محافل کارشناسی و غیرکارشناسی شده و نه تنها رجال سیاسی و اقتصادی بلکه مطابق عرف معمول جامعه شاهد ارائه نظرات عمومی در این زمینه هستیم.

چیزی که همگان بدان تاکید دارند این است که این لایحه مهم و حساس و تاثیرگذار بر زندگی جاری همه مردم است و همزمان با تاکید کارشناسان و اهل نظر از رجال سیاسی گرفته تا اقتصاددانها بر اجتناب ناپذیر بودن این اقدام که عنوان جراحی اقتصادی را در مورد آن بکار میگیرند - عامه مردم با نگاه تردید و ترس و اضطراب به این قضیه نگاه میکنند.

جراحی اقتصادی

همین نگاه بدبینانه و نگرانی مردم خود یکی از عوامل ایجاد تورمی خواهد بود که به آن تورم انتظاری میگویند .

این قانون را چه هدفمند کردن یارانه ها بنامیم و چه حذف یارانه ها بگوییم توجه ما را به این مهم معطوف میکند که هدف و فلسفه اصلی یارانه ها چه بوده و برای چه منظوری یارانه ها ایجاد شده اند؟

بدیهی ترین پاسخ به این سوال ساده و ابتدایی اما مهم حمایت از اقشار ضعیف و حمایت از آنها در تامین ضروریات و مایحتاج معیشت خود می باشد.مردم در شرایطی که قدرت خرید کمی دارند نیاز به حمایت پیدا میکنند و در سیستم اقتصادی که یارانه ها آنرا در بر گرفته است هیچ چیز واقعی نیست و طراحان این طرح می خواهند قیمتها را به سمت واقعی شدن پیش ببرند.

حال که جهت گیری به سمت واقعی کردن قیمتهاست نباید از پایین بودن قدرت خرید مردم غافل ماند خصوصا" که در سیستم اقتصادی عجین به یارانه کشورمان در سالهای سال نه تنها قیمتها واقعی نیست بلکه دستمزدها هم واقعی نیست.

اینک اگر بخواهیم یک طرف معادله که قیمتهاست به سمت واقعی شدن ببریم و طرف دیگر که دستمزدها بوده و همراه با قیمتها تعیین کننده قدرت خرید مردم است را فراموش کنیم در واقع فشار زیاد و غیر قابل تحملی را بر مردم هموار نموده ایم .بدیهی است که واقعی کردن دستمزدها در سیستم اقتصادی به بالا رفتن قیمت تمام شده محصولات و خدمات منجر خواهد شد و این بالا رفتن متقابل و پله پله نرخها تورمی را تعیین میکند که اضطراب آن تن قشرهای ضعیف و کم توان را میلرزاند و چه بسا تغییرات فاجعه باری را بر برخی از زندگی ها تحمیل کند.

ما نیز که نه متعلق به سیاسیون و اقتصاددانها و خواص بلکه از درون توده های مردم ضعیف و کم توان جامعه هستیم ضمن ابراز نگرانی از تبعات منفی این جراحی بزرگ اقتصادی امید و انتظار داریم که تصمیم گیران امور و نمایندگان ملت بیش از این مراقب وضعیت معیشت بخور و نمیر این مردم بوده و از وارد نمودن شوک و نوسانات نفس گیر در زندگی آنها اجتناب کنند.

در صورت واقعی نمودن دستمزدها و قیمتها پابه پای هم از یکسو و کنترل آن بصورت رقابتی در بازار کار و سرمایه و تولید و افزایش بازده تولیدات می توان امیدوار بود که اقتصاد از چنبره رانت خواری ها و ناکارآمدی سیستمهای انحصاری خارج و در ریل تولید ثروت و رفاه برای جامعه قرار بگیرد اما ذکر این نکته خالی از فایده نیست که بدانیم گاهی عوام جامعه در برخی از مسائل درک بالاتری از خواص و سیاستمداران دارند و این نگرانی مردم و بدبینی آنها نسبت به برنامه پیش رو برای یارانه ها اگر از این دست مسائل باشد چشم انداز خوبی از خروجی اجرای آن به نظر نخواهد رسید.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 18:43 توسط کریم عابدینی |

خبر آنلاین در بخش جامعه / سلامت خود مطلبی دارد تحت عنوان " پرستاران همچنان در انتظار اجرای لایحه که مصاحبه ای با دکتر شاهرخ رامین عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس انجام داده است.

مطلب با این مقدمه شروع میشود:

سپیده سعیدی: کمیسیون بهداشت و درمان مجلس پیش از این در راستای بهبود وضعیت کار پرستاران اقدام به مطرح کردن لایحه‌ای با عنوان طرح افزایش بهره‌وری پرسنل بالینی نظام‌پزشکی کرده بود که البته تاکنون این لایحه در دست اقدام هنوز بی‌نتیجه مانده است و گویا وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی فرصتی برای پرداختن به آن پیدا نکرده است. این در حالی ‌است که پرستاران با شرایط نامناسبی حین خدمت روبه‌رو هستند و در بسیاری از مواقع این نابسامانی‌ها به بیماری آنها می‌انجامد. دکتر شاهرخ رامین عضو و سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با اعلام این خبر که مدتهاست که در این لایحه به دنبال شرایط بهتری برای پرستاران هستیم اضافه می‌کند که در حال حاضر پرستاران در کشور ما در شرایط بسیار دشواری به بیماران خدمت می‌کنند و به معنای واقعی از جان گذشته هستند.

جالب است در ادامه مطلب خبرنگار از این نماینده محترم و عضو کمیسیون سئوال میکند:

- مجلس پیگیر نیست که چرا اجرا نشده است؟

جناب آقای دکتر شاهرخ در جواب خیلی راحت می فرمایند:

- مجلس قانونگذار است نه مجری و اجرای قوانین وظیفه وزارتخانه است و دولت.

حال سخن اینجاست که آیا واقعا" این نماینده محترم اطلاع ندارند که علاوه بر تصویب قانون - نظارت بر اجرای آن نیز از وظایف و شئون مجلس می باشد؟

نظارت جزو وظایف ذاتی مجلس است  و این جنبه از کارکرد این مجلس را در طی سالهای گذشته بارها و بارها در مسائل مختلف همگی دیده ایم اما متاسفانه نمود این شان از مجلس در مسائل و جنجالها و دعواهای سیاسی بوده تا این قبیل مسائل.

ما در سال گذشته شاهد بودیم که تعلل دولت در اجرای مصوبه ای منجر به مکاتبه رئیس مجلس با رهبری و مداخله صریح رهبری گردید که اجرای قوانین مصوب که مسیر قانونی تصویب را طی کرده باشند لازم الاجراست اما قوانین معطل مانده ما بعد از سالها چشم انتظاری تصویب یا اجرا نمیشوند و یا در اجرا به شکلی در میایند که نقض غرض گردیده و فایده ای از اجرای آن حاصل نمیگردد.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 0:7 توسط کریم عابدینی |

یا صادق آل محمد(ص)

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 16:21 توسط کریم عابدینی |

نامه سرگشاده دلگویه ها به:

- ریاست محترم مجلس شورای اسلامی ایران

- وزیر محترم بهداشت و درمان و آموزش پزشکی

با عرض سلام و ادب

احتراما" بدینوسیله مراتب نارضایتی خود و همکاران پرستار خود را بابت تعلل و تاخیر غیر قابل قبول در اجرای قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی ، تحت عناوین قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری و همچنین قانون ارتقاء بهره وری خدمات بالینی به استحضار رسانده و استدعا داریم برای احقاق بخشی از حقوق نادیده گرفته شده قشر پرستار در رده های مختلف این شغل شریف و همچنین صیانت از اعتبار قانون و مراکز قانونگذار نزد افکار عمومی جامعه خدوم پرستاری و در عمل به صریح دستور مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه قوانینی که مسیر قانونی تصویب را طی نموده باشند لازم الاجرا می باشند ، ترتیبی اتخاذ فرمائید تا با ابلاغ دستورالعمل اجرایی این مصوبات که تامین کننده بخشی از مطالبات برحق پرستاران و نیروهای زحمتکش بالینی کاری است که در شیفتهای مختلف کاری شب و روز و تعطیل و غیر تعطیل و در سختترین شرایط و با حجم کاری بسیار بیشتر از تمام استانداردهای موجود ملی و بین المللی به انجام وظیفه می پردازند، موجبات ارتقاء انگیزه و رضایت شغلی و همچنین ارتقاء بهره وری خدمات ارائه شده را فراهم فرمائید.

ناگفته پیداست که عدم تحقق شعارهای عدالت محوری و تناقض فاحش و ملموس درعمل و شعار مدیران و مسئولین و متولیان امور که نمود بارز آن برای جامعه پرستاری در تیترهای درشت نشریات و جنجالهای رسانه درسالهای اخیر برای بزرگ نمایی مزایا و تسهیلات فراهم شده برای این قشر و ناچیز بودن تاثیرات و تغییرات ادعایی بر شرایط کار و درآمد آنها و حل مشکلات و معضلات شغلیشان ، موجبات دلسردی و سلب اعتماد عمومی را در میان این لایه مهم و تاثیر گذار بدنه اجرایی سیستم سلامت کشور فراهم نموده و بالعینه شاهدیم که همکاران در مواجهه با انتشار اخبار صنفی مشابه ،با عبارت "دو صد گفته چون نیم کردار نیست" ، از کنار آن با بی تفاوتی گذشته و تصور غالب ما بر این است که تصمیم سازان و مدیران و مسئولان مربوطه قادر به درک و لمس اشکالات موجود و کمبودها و نیازها ی عرصه عمل و اجرا و بالین نیستند و از همین روست که هر روز شاهد تحریک توقعات جامعه بدون تامین و فراهم نمودن بسترهای پاسخگویی و در نتیجه افزایش نارضایتی مراجعین هستیم .

امید آن داریم که با اجرایی شدن قوانین مذکور به بهترین نحو و شکل که پیگیری کنندگان و قانونگزاران از آن انتظار داشتند، به انتظار سیستم بهداشت و در مان کشور و دلسوزان نظام سلامت پاسخی درخور و شاهد به بار نشستن تلاش و انتظار چندین ساله جامعه پرستاری و متولیان پیگیری مسائل صنفی آن در نظام پرستاری کشور باشیم.

کریم عابدینی- وبلاگ دلگویه پرستار

www.abedinikarim.blogfa.com

 

+ نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 14:1 توسط کریم عابدینی |

جمعه فقط یک بهانه است آقا

              دلتنگی روز و شب ندارد

السلام علیک یا صاحب الامر و الزمان 

+ نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388ساعت 8:40 توسط کریم عابدینی |

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 14:35 توسط کریم عابدینی |

همانطور که پیش بینی میشد روز قدس امسال حواشیی را با خود به همراه داشت اما این حواشی در مقایسه با متن بیکران مردم بسیار ناچیز و غیر قابل اعتنا بود.

بنده خود از ساعت ۱۰ صبح از تقاطع خیابان آزادی - اسکندری به منظور مشاهده حداکثری حوادث و حواشی با جمعیت همراه شدم . در تقاطع جمالزاده و از همان اوایل کار تعدادی که شاید ۱۰۰ یا فوقش ۱۵۰ نفر میشدند با نشان سبز رنگ و به صورت دسته جمعی وارد شده و با سوت و کف شعارهای انحرافی توجه حاضرین را جلب میکردند .جمعیت راهپیمایان با کمی تاخیر از ساعت اعلام شده در خیابانها حاضر شدند و تقریبا" ۲۰ دقیقه ای این جمع به رفتارهای تحریک آمیز خود ادامه میدادند که با حضور مردم و شعارهای متقابل و افزوده شدن لحظه به لحظه مردم در کنار این ماجرا راهپیمایان - افراد این گروه برخیها نشان سبز خود را باز کرده و داخل مردم رفتند و بقیه هم  در مقابل مردم مجبور به حرکت به جمالزاده شمالی شدند .

ماجرای این نقطه تقریبا" در همین حد خاتمه یافت و اگر هم تداوم داشت از مسیر راهپیمایی دور و در قسمتهای بالای جمالزاده شمالی بود.

ما به سمت انقلاب و تا تقاطع ولیعصر حرکت کردیم این فاصله از مسیر در ساعت ۱۱ تا ۱۱:۳۰ که ما رفتیم هیچ خبرغیر عادی نبود و موج جمعیت بصورت عادی شعارهای ضد آمریکا و ضد اسرائیل و حمایت از فلسطین و قدس میدادند.

خیابان ولیعصر تا میدان ولیعصر در این ساعت زمانی کمی خلوت بوده و حضور نیروی انتظامی پررنگتر به نظر میرسید.

میدان ولیعصر ازدحام راهپیمایان به چشم میخورد و در خیابان کریم خان به فاصله 100 متری میدان ولیعصر جمعی از گروه سبز تجمع داشته و شعارهایی متفاوت میدادند .و هرگاه گروههای مردمی یکصدا بر علیه آنها شعارهایی مثل مرگ بر منافق و ووو... سر میدادند به حدی که صدایشان در میان جمعیت گم میشد دستهای خود را بالا گرفته و کف میزدند.

تقابل مردم با این گروه که چند صد نفری میشدند خیلی نزدیک و جدی بود و بیم درگیریهایی بود که بصورت پراکنده گاهی دیده میشد . در این شرایط نیروی انتظامی بین این دو گروه حایل شده و جمع مذکور تا تقاطع حافظ با شعارهای مردم بدرقه شدندالبته در ماجرای این محل که مقداری هم به طول انجامید مدتی توقف نموده و وقتی احساس کردیم اوضاع رو به عادی شدن میرود محل را ترک کردیم.

ساعت حدود ۱ بود ما به سمت محل اقامه نماز از مسیر بلوار کشاورز حرکت کردیم . زمین در اثر بارندگی شدید و گذارایی که دقایقی قبل اتفاق افتاده بود خیس بود و جمعیت نمازگزار از خیابان فلسطین به بلوار کشیده شده بود مسیر را برای یافتن محلی مناسب ادامه دادیم صفوف نماز از وصال به حجاب کشیده شده بود در این محل شاهد دسته های چند ده نفری جمعیت سبز بودیم که در چند گروه و پشت سر هم که گویا از کارگر شمالی به بلوار رسیده بودند به صفوف مردم رسیده و مسیر خود را در خیابان حجاب تغییر داده و به سمت بالا هدایت شدند. قبل از حضور ما چند گروه از این جمعیت این مسیر را طی کرده باشد نمی دانم اما در مدت حضور ما تا تخلیه کامل آنها از بلوار به حجاب حدود ۳ دسته چند ده نفری مشاده گردید که با فاصله کمی از هم و با همان وضعیت ظاهری گروههایی که در کریم خان بودند طی مسیر میکردند.در مسیر بلوار به حرکت خود ادامه دادیم و  طریق خیابان قدس هم بلوار کاملا" مملو از صفوف نمازگزاران بوده و در ضلع شرقی پارک لاله هم صفوف زیادی از نمازگزاران اقامه نماز میکردند. در نهایت مکان مناسب پیدا نکرده و موفق به اقامه نماز جمعه نشدیم و بخاطر مسدود بودن خیابان ۱۶ آذر با خانمهای نمازگزار مجبور شدیم از طریق خیابان کارگر به انقلاب برویم. وقتی به انقلاب رسیدیم نماز تمام شده بود و سیل خروشان جمعیت پراکنده میشدند.

موضوعی که در این راهپیمایی مهم بود و مشهود بود علاوه بر قلت جمعیت آنها و حاشیه باریکی مثل یک جوی در برابر یک دریا - جو نفرت عمومی مردم و عدم تحمل بخشهایی از مردم و راهپیمایان بود.

اگر این گروه سه ماه پیشتر با توهم گره خوردن به اقیانوس ملت به خیابانها می آمدند امروز به وضوح مورد نفرت مردم هستند که ذکر صحنه های موردی در مسیر باعث اطاله بیش از حد کلام میشود.

ماجرا گردانهای این حرکت به نظر من باید بنشینند و چرتکه بیندازند و در ادامه مسیر خود تجدید نظر کنند و بیش از این خود را از انقلاب و مردم طرد نکنند.

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 21:45 توسط کریم عابدینی |

روز قدس امسال با تدارک تدارکاتچی ها بی شک با روزهای قدس گذشته متفاوت بوده و حاشیه هایی خواهد داشت و به وضوح این سوال در بین افراد به گوش میرسد که چه اتفاق خواهد افتاد؟

حضور همه قشرهای جامعه با گرایشهای مختلف در این راهپیمائی که مختص قدس عزیز و ملت مظلوم فلسطین است امری مقبول بوده و امسال هم اگر طیفی از مردم با پوششی سبز در این حرکت ضد استکباری و ضد اسرائیلی شرکت کنند جای هیچ گونه ایراد و اشکال نخواهد بود زیرا مردم و نظام و مسئولین بعید به نظر میرسد که قصد مبارزه با رنگها را داشته باشند.

 غلظت این رنگ در ترکیب جمعیتی روز قدس بصورت ضمنی می تواند گویای این باشد که این جریان معترضی که افراطهای زیانبار زیادی را در این دو ماه و اندی مرتکب شده است چقدر از عقبه مردمی خود را به همراه دارد.

چیزی که برای افراد متعهد و دلسوز جامعه جای نگرانی دارد احتمال درگیری بین بخشهایی از مردم در این راهپیمایی به علت افراط و تفریطهای موجود در فضای ملتهب فعلی است که امیدوارم این امر واقع نگردد زیرا خطرناکترین بخش این قصه که این روزها برای مردم و جامعه فراهم نموده اند شکاف و نزاع بین مردم است .بهترین توصیه در شرایط فعلی حضور هوشیارانه و آگاهانه در این روز مهم که یادگار ارزشمند امام راحل برای نجات آرمان فلسطین است و پرهیزاز هرگونه تحریک عواطف سایرین که با گرایشهای متفاوت حضور می یابند.

 پاسدار حریم حرمت این روز و خانواده بزرگ ایران که در این راهپیمایی می آیند باشیم.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 7:7 توسط کریم عابدینی |

نماز جمعه این هفته تهران با عظمت و شکوه تمام به امامت مقام معظم رهبری برگزار شد و شدت هیجان و عشق و شوق را در خیابانهای اطراف در چشمان نمازگزاران روزه دار به خوبی میشد نظاره کرد.

نمازگزارانی که اغلب دیشب را تا سحر در مراسمات مختلف شب قدر احیاء داشته و امروز به عشق رهبر خود خواب و استراحت را از خود دریغ نموده و خیلیها از ساعتها قبل از شروع نماز صفوف داخل و برخی خیابانهای اطراف را پر کرده بودند.

نماز بی ولای او عبادتی است بی وضو

خطبه های رهبر از نظر محتوا همچون همیشه سنجیده و مدبرانه و جای برای سخن گفته و ناگفته نگذاشت .ارتباط روزهای اخیر با شهات مولا امیر المومنین و بازگویی مشکلات ایجاد شده در حکومت عدالت محور آن حضرت و بروز ذدشمنی های داخلی زیاده خواهان و قدرت طلبان و کج اندیشان و تحمیل نزاع و جنگهایی را علیرغم عدم تمایل علی (ع) به قتال و .... همگی تجانس عجیبی را در ذهن همه نسبت به ماجراهای اخیر کشورمان متبادر میکرد.

به نظر من تکلیف صحنه گردانان اختلاف و اغتشاش و ماجراجویان و حادثه سازان امر دیگری است اما حجت بر بخشهایی از مردم عادی که با هیجانات انتخاباتی تحت تاثیر جریان خاصی قرار گرفته بودند  تمام شد و رهبری به وضوح تفکیک و مشخص و معین نمودن که جنس این تحرکات با اختلاف سلیقه های داخل نظام متفاوت است.

قدرت طلبانی که سوژه انتخابات و موهومی بنام تقلب در آنرا مستمسک تحریک هیجانات ناشی از دسته بندیهای انتخاباتی قرار داده و بخشی از مردم و جامعه را سپر فزون طلبیهای خود قرار دادن باید بدانند که گذشت زمان به شدت به ضرر آنها بوده و هر روز با افشا شدن دروغ سازیهایشان اعتبار خود را در میان طرفداران سابق خود از دست می دهند.

اما چه زیباست سران غائله های اخیر از معنویت و نورانیت این ماه و شبهای باقیمانده رحمت مدد جسته و بدور از فضای مسمومی که خود خلق نموده و گرفتار و اسیرش شده اند دل را به خداوند ستار العیوب و غفار الذنوب سپرده و بیش از این دنیا و آخرت خود را تباه نکنند و به صراط هدایت و نورانیت برگردند .

دعای یکپارچه ما در این شبها از درگاه ربوبی دمیدن روح معنویت و مصون نگاه داشتن همه افراد جامعه خصوصا" جوانان عزیز از کید شیاطین و بیراهه رفتن هاست تا در سایه عزت و اقتدار روز افزون جامعه اسلامی و حکومت برخواسته از آن شاهد عزت و اقتدار روزافزون اسلام و مسلمین در برابر استکبار جهانی باشیم.

+ نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 15:47 توسط کریم عابدینی |

بیت حضرت آیت الله بهجت بنا بر وصیت خود حضرت آیت الله بهجت مقلدین آن مرجع راحل را به آیت الله علی صافی گلپایگانی ارجاء داده و اعلام کرده است که دفتر آیت الله بهجت زیر نظر حضرت آیت الله علی صافی گلپایگانی فعالیت میکند.

این مرجع عظیم الشان شیعه که از نظر سنی مسن ترین مرجع زنده شیعه می باشد برادر بزرگ آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی است که در حال حاضر بنا بر سابقه برخی فعالیتهای سیاسی به عنوان آیت الله صافی گلپایگانی شناخته میشود .

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 17:51 توسط کریم عابدینی |

کاروان آفرینش در مسیر تکاملی خود و در سیر زمان همچنان بسوی آینده ای پر رمز و راز در حرکت است و ما سرنشینان هوشمند این کاروان مبهوت از ندانستنها و فراموش کردنهای بسیار در خوشبینانه ترین حالت از آینده نگری افق دیدمان چند قدم جلوتر را نمی بیند و آن چند قدم هم چقدر از واقعیت ها بهره داشته باشد خدا میداند.

این کاروان پرشتاب هستی به سرعت عصرها و نسلها را در مینوردد و سرنشینان مست این قطار کودکی را به امید جوانی و جوانی را به امید بزرگی و توانمندی و روزها و سالها را به جستوجوی تمتعات بیشتر حیات پشت سر میگذارند .

اینکه خیلی فرصتها را از دست میدهیم و در غفلتی مدام و نسیانی از جنس خواب و مستی بسر می بریم شکی نیست که مولا امیر المومنین فرمود الناس نیام فاذا ماتوا انتبهوا و چه بیداری بدموقع و دیر هنگامی!!

اما قافله آفرینش در مدار سیر خود همه ساله از شب پر رمز و رازی به نام شب قدر عبور کرده و ظرفیتهای هستی به اندازه بلوغ و ظرفیت حیات در این شب در آن همچون روحی خدائی دمیده و فیض هستی بخش از طرف مبداء هستی و کمال و رحمت در هر موجودی به اندازه ظرفیت لیاقتش به او اعطا میگردد.

این شب پر رمز و راز که همواره از درک کیفیت و عظمتش محروم بوده ایم متعلق به امام عصر و زمان است که محل نزول ملائک و روح است و پیمانه های کوچک ما به اندازه گنجایشش از این دریای بیکران لطف هستی کسب فیض خواهد کرد.

یک سال در مسیر شدن به کدامین سو حرکت کردیم و چگونه خود را برای بهره جستن از فیض ماه رحمت آماده کردیم و در شبها و روزهای این ماه رحمت که مهمان خدا بودیم چه کردیم و اینک در این شب بی همتا کجای این ماجرا قرار داریم و این تصویری است از اینکه چقدر از فیوضات نازله این ماه برای یک سال مقدرات خود بهره می بریم.

آری قلب مبارک معصوم جایی است که تنزل الملائکه و الروح است و تمام تر و خشک هستی به مصداق لا رطب و لا یابس الا فی الکتاب المبین در این شب بر قلب مبارک صاحب الزمان نازل میشود و جهان ظرفیتهای جدید خود را در بستر سیر تاریخی خود به اذن و امر خداوند حکیم تکمیل میکند .

ما در این شب باید زنگار از صفحه دلهای خود بگیریم و بجای التماس تمتعاتی همچون پول و غذا و لباس و ماشین و خانه - از خدا بخواهیم ما را به خود وانگذارد و عاقبت به خیری را نصیبمان بگرداند .

برای نجات بشر از شر روز افزون و ظلم بی انتها در فرج منجی عالم تعجیل نماید و به ما توفیق و بینش و بصیرت حرکت در مسیر حق و حقیقت را عنایت کند.

دعا کنیم یاریمان کند تا لیاقت و شایستگی کسب کنیم که اگر لایق بودیم خداوند دریغ نمی کند.هر آنچه می خواهیم و نداریم لیاقتش را نداریم.اگر شایسته شدیم حتما" برخوردار میشویم و این از سفره رحمت و کرم خداوند چیز عجیبی نیست.

التماس دعا - دعایی که حلقه ارتباط هستی با هستی بخش و بزرگترین موهبت خالق بر مخلوق است.

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 4:45 توسط کریم عابدینی |

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 22:16 توسط کریم عابدینی |

روز وبلاگ نویسی پرستار
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 11:33 توسط کریم عابدینی |

در رابطه با سلطه صهیونیسم جهانی بر غولهای رسانه ای دنیا و جهت دهی فرهنگ و افکار عمومی با ابزارهای رسانه مثل هالیوود و استیلای خبری با آژانسهای خبری بزرگ و معتبر دنیا مطالب زیادی گفته شده و شنیده ایم.

مطلب جالبی در رابطه با سریال جومونگ محبوب مردم ایران در روزنامه جوان نوشته شده که بسیار جالب و خواندنی است.

روزنامه جوان نوشت:

 در اواخر مردادماه ۸۸ تب «جومونگ» تهران را فراگرفت و عده اى از خبرنگاران رسانه هاى مختلف به دنبال اين بودند كه با آمدن جومونگ به تهران سريعاً خود را به او رسانده و گزارش هاى مفصلى را براى رسانه هاى خود تهيه كنند.

 در سريال «افسانه جومونگ» جومونگ همچون موسى (ع) در خانه فرعون (امپراتور) رشد و نمو مى كند،با وى به مخالفت برمى خيزد و در نهايت مردم آواره را با گذراندن از رودخانه اى پهناور (كه گذرموسى (ع) از رود نيل را تداعى مى كند) به سرزمين خالى از سكنه (!) پدرانش يعنى چوسان قديم (ارض موعود) وارد مى كند.

 چوسان در ذهن عبارت «چو سان - jew sun» يعنى خورشيد يهود را متبادر مى سازد و ماجرا آنجا شگفت آور مى شود كه خورشيد در تورات، نماد ارض موعود يا سرزمين مادرى مى باشد! چوسان كه ارض موعود شد، منجى اين قوم - جومونگ - نيز راهبى يهودى مى شود (jew monk = راهب يهودى) و پايه هاى ابتدايى امپراتورى خود را در جو لبن (jew lebun = لبنان يهود) بنا مى كند. در اكثر واژه هاى كليدى اين افسانه كره اى، «جو» يا چيزى شبيه آن (كه دقيقاً با همين تلفظ، در زبان لاتين به معناى يهودى است) به كار رفته است. شايان ذكر است، لازم نيست دقيقاً املاى اين لغات صحيح باشد؛ چرا كه در عمل هم ممكن نيست. بلكه نويسندگان اين افسانه كوشيده اند از اسامى يا كلماتى بهره ببرند كه بيشترين شباهت را با اسامى و مفاهيم يهود داشته باشند و تلفظ مشابه آنها - نه الزاماً املا - اهداف صهيونيستى عناصر پشت پرده اين مجموعه را در ذهن بينندگان نهادينه كند. جالب اينكه بيشتر اين عبارات، اسامى خاص هستند تا در صورت ترجمه و دوبله به زبان هاى ديگر، تغيير نكنند.

 البته آنچه ذكر شد، سواى موارد متعدد نمادگرايى تصويرى صهيونيستى اين سريال است. اگر نقشه چوسان قديم كه روى پوست ترسيم شده را ديده باشيد فقط كافيست نقشه فرضى ارض موعود صهيونيست ها (نيل تا فرات) را قبلاً ديده باشيد تا از اين شباهت بى اندازه به شگفت آييد. در پس زمينه سكانس هاى مختلف اين سريال با ستاره شش گوش يا تصاوير متعدد پرچم هايى داراى نقش خورشيد كه نماد ارض موعود صهيونيست هاست، مواجه مى شويد.

 نقش «كابالا» يا عرفان و سنت شفاهى يهود و پيشگويى هايشان در اين سريال غوغا مى كند. گويا قرار نيست هيچ تصميمى بدون اذن پيشگوهاى زن اين سريال انجام گيرد. لابد آنها هم حداقل يك «نوستراداموس» يا «ربى يهودا»، «ارى مقدس»، «ربى شمعون» و ديگر كاباليست هاى يهودى لازم دارند تا برايشان، واقعه ۱۱ سپتامبر را پيشگويى كنند و از آينده روشن قومشان بگويند. تاكيد بسيار بر مساله پيشگويى، پرده از نيتى شوم و شيطانى بر مى دارد كه آن چيز جز نامگذارى دهه دوم قرن بيست و يكم به نام دهه كابالا نيست.

 آنچه در اين سريال و ديگر فعاليت هاى فرهنگى - رسانه اى يهود به آن پرداخته مى شود. آماده سازى ذهن مردم جهان براى پياده شدن مفاهيم دلخواهشان است. همان گونه كه فيلم ها، سريال ها و آوازه خوانى هاى سبك متال و... دهه نود، جهان را براى ورود به عصر ترانس مدرنيسم كه همان Satanism يا شيطان پرستى بود، آماده كرد.

 جومونگ كه گويا «ماشيح يهود» بوده و قومش نيز همان فرزندان برتر خداوند هستند، ارتباطى تنگاتنگ با تورات و تلمود دارد. آنگونه كه همواره مورد عنايت الهى است و حتى همچون پيامبران بنى اسراييل (طالوت و داوود)، خداوند به او روش بافت و ساخت زره را آموخته و سربازانش با تعدادى كم بر دشمنان بسيار خود از امپراتورى چينى ها (هان) پيروز مى شود.

نقش زنان در اين سريال (اعم از كاراكترهاى مثبت ومنفى) انسان را به ياد پيامبران زن هفتگانه يهود يا حداقل ديگرانى چون ريوقا، ساره، يائل و ... مى اندازد. شخصيت بانو «سوسانو» بسيار شبيه «دبورا» پيامبر زن يهودى است كه بنابر فصل هاى چهار و پنج كتاب شوفطيم از مجموعه عهد عتيق بر سربازان سيسرا پيروز مى گردد يا اقدامات تجارى وى «گراسيا ناسى» زن تاجر معروف يهودى و عامل اصلى نفوذ يهوديان در دربار عثمانى را در خاطر زنده مى كند. بانو سويا (همسرجومونگ) نيز كه ابتدا به اسارت مى رود، ولى پس از بازگشت به خاطر اهداف عاليه قوم همسرش از معرفى مجدد خود سرباز مى زند، انسان را ياد داستان «هدسه» كه بنابر فيلم صهيونيستى «يك شب با پادشاه» به زور از خانه عمويش مردخاى ربوده شد و به همسرى خشايار شاه درآمد، مى اندازد.

 در بررسى شخصيت هاى زن اين سريال، از هدسه كه با نفوذ در دربار ايران، مقدمات قتل ۷۷۰۰۰ ايرانى را فراهم كرد، بگذريم (كه شرح آن در دفتر استر از مجموعه عهد عتيق آمده است)، به ياد «ركسلانه» يا «خرم سلطان» يهودى مى افتيم كه با نفوذ در دربار سليمان، پادشاه عثمانى به همسرى وى درآمد و با قتل وليعهد «مصطفى» بالاخره منجر به قتل سلطان سليم دوم و شعله ور شدن آتش فتنه جنگ هاى ايران و عثمانى شد. در ديالوگ هاى اين سريال، فراوان عبارت آوارگى، اسارت، سرزمين مادرى و تاريخى، كوچ و ... به چشم مى خورد كه همگى يادآور فرازهايى از تورات است.

 جومونگ براى دفاع از خود، حق دارد از سلاح هاى نامتعارف زمان خودش مانند شمشير فولادى، بمب هاى آتشزا و ... عليه دشمنان خود استفاده كند تا جايى كه بيننده، اين برترى تسليحاتى را نوعى حق مسلم وى مى داند كه حاصل هوشمندى و تخصص كارگزاران اوست.

 دشمن اصلى جومونگ، امپراتورى چينى ها يا همان «هان» است كه سربازهايش با پرى كه روى كلاهخودهايشان دارند، بى شباهت به جنگاوران مسلمان نيستند. منطقى هم به نظر مى رسد. بايد در مقابل نفوذ روز افزون اقتصادى چينى هاى كمونيست در مقابل ايالات متحده كه ۸۰ درصد ثروتش در اختيار جمعيت حداكثر ۶ درصدى يهوديان است، ايستاد. يكى از اين راه ها، قدرت گرفتن كره به عنوان متحد آمريكا و اسراييل در حياط خلوت چين است.

 توجه بيش از حد اين سريال به مقوله تجارت، بى شك براى يهوديان زرپرست، زيبنده تر است تا شينتويست ها و مائويست هاى روح گراى شرق آسيا، شايد هم صهيونيست نمى تواند قبول كند كه پيروان مكتب كمونيسم (چين) امروز اينگونه در اقتصاد آزاد جهان جولان دهند.

 لابد كره هم به عنوان هم پيمان ايالات متحده و اسراييل با توجه بيش از حد به مقوله تجارت در اين افسانه تازه ساز (!) به دنبال ايجاد مقدمات فرهنگى جهت سرازير كردن هر چه بيشتر توليدات خود در كشورهاى هدف (مانند ايران) است؛ چرا كه مناسبات اقتصادى ۱۲ ميليارد دلارى بين ايران و كره و نيز داشتن مقام سوم صادرات به ايران، چشم طمع چشم بادامى هاى كره اى را هر چه بيشتر به سوى اين مرز پرگهر جلب كرده است.

 اين در حالى است كه نوادگان جومونگ بارها در مجامع بين المللى همداستان با آمريكا و اسراييل، فعاليت هاى صلح آميز هسته اى ما را محكوم كرده اند، راستش من خودم هم نمى فهمم چرا بايد بازارمان را در اختيار كشورى بگذاريم كه حقوق مسلم ما را قبول ندارد. البته اين تنها گزاره اقتصادى - تجارى اين مجموعه نيست بلكه موارد ديگرى همچون نقش شركت گوگل در القاى تبليغات غير مستقيم نيز در اين سريال مشهود است.

 آنجا كه قرار است امپراتورى نو بنياد جومونگ «گوگورى يو» نام گيرد، بيننده را به ياد تبليغات و شايعات گسترده مبنى بر تاسيس كشورى به نام گوگورى يو يا گوگ لند در جزيره اى G شكل «لوگوى اصلى شركت گوگل» در اقيانوس آرام از سوى مديران گوگل مى اندازد.

 البته شايد سخت باشد اگر بگويم حرف G از نمادهاى اصلى فراماسونرى است يا اينكه نرم افزار google earth هيچگاه آنگونه كه پايگاه اتمى نطنز را به وضوح مشخص كرده پايگاه اتمى ديموناى اسراييل را به دلايل امنيتى تصوير نكرده است. نمى دانم شايد اين هم از ترفندهاى اقتصادى بانو سوسانو و جومونگ باشد!

 البته با تمام تلاش و زبردستى كه نويسندگان و دست اندركاران كره اى- اسراييلى اين مجموعه به خرج داده اند، هيچگاه نخواهند توانست اسامى برخى شخصيت ها و كاراكترهاى اين سريال مانند «مگول»، «يا گاك» و «ماگاك» را كه از ديدگاه ترمينولوژى يا اصطلاح شناسى همان «مغول»، «ياجوج» و «ماجوج» خودمان هستند، با پوشش فرهنگى بپوشانند؛ چرا كه همواره در پشت اين اسامى قتل و غارت، خونريزى و توحش نهفته است. البته بد نيست بدانند كه مردمان اين سرزمين همان صاحبان فرهنگى هستند كه از مغول ها، مسلمان ساختند و بنا بر برخى تفاسير اين ذوالقرنين يا كوروش ايرانى بود كه اسلاف و اجداد آنها يعنى ياجوج و ماجوج را از اين سرزمين بيرون راند. به هر حال اگر يكى از قسمت هاى اين سريال را از دست داديد، چندان نگران نباشيد چون صدا و سيما آن را سه بار برايتان پخش خواهد كرد!

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 5:20 توسط کریم عابدینی |